نور الدين عبد الرحمن اسفراينى
78
كاشف الأسرار ( فارسى )
بر حروف اسامى تافته است و ظاهر آن را صبغ مرادى داده . امّا آنكه سياه ديده است در باطن حروف اسامى ، شرك اثنانيّت باقيست ، زيرا كه انوار اسامى به ظلمت بشريّت ممزوج بوده است ؛ نورى اخضر از وى پديد آمده است و بر ظاهر اسامى تافته ، تا چون آن نور در غايت لطافت بوده است ، ظاهر اسامى را لون ذهبى داده است . ( 24 ) آنكه دايره ديده است و در آن دايره دايرههاى كوچك ، همه نوشته كه « نعمة ربّى » ، امّا دايرههاى [ بزرگ ] دواير اطوار قلب است ، و دايرههاى كوچك ، دواير بروج اوصاف سالك . امّا آنكه در هر دايره نوشته كه « نعمة ربّى » ، « نعمة » نعمت معارف حقّ است ، يعنى هر صفتى مايهء استعداد عرفانى خاصّ است ، و هر عرفانى نعمتى بىبدل . و او - ادام اللّه بركته - سلوك هريك را مستعدّ . ( 25 ) امّا آنكه پارهء دايره سياه ديد و در آن پاره پارهء دايره از نور سپيد بوده ، و در سياهى به سياهى نوشته بود ، و از آن اين بيش فهم نشد كه « اسم اللّه « 11 » الاعظم » ؛ امّا آن دايرهء سياه دايرهء طور خفىّ است . امّا آنكه برآن پارهء دايره نورى سپيد بود ، آن نور سپيد اشعّهء است كه از طور سرّ در روزنهء طور خفىّ تافته است . امّا آنكه در سياهى به سياهى چيزى نوشته بود ، در عالم فنا بقلم فنا بر لوح فناء الفناء احكام عالم عدم نوشته ديده است . اميد است كه او را بفناء الفناء راهى پديد آيد و وجود موجودات را در عالم عدم مشاهده كند إن شاء اللّه تعالى . دليل « 16 » آنست كه « اسم اللّه الاعظم » فهم كرده است ؛ و صيحهء « اه » نزديك است بدين معنى ؛ و « اسم اللّه الاعظم » شهود سالك است ، و هرچه در آن شهود موجود يابد ، وجود آن را بعد از شهود موجود يابد . ( 26 ) امّا آنكه « السلام عليك » نوشته ديده است ، عالم شهود حقّ است . ( 27 ) امّا آنكه ديده است كه در عقب اين ضعيف مىرفت [ و ] لوحى از ذهب ظاهر شد بر آنجا نوشته كه « السلام عليك ايّها النبىّ » ، دالّست بر آنكه راهى كه از اين ضعيف گرفته است ، به هيچ بدعت آن را مختلط نگردانيده است . امّا آن لوح ، لوح سيرت
--> ( 11 ) - اسم اللّه : الاسم اللّه L - - ( 16 ) - دليل : + دليل L