فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
73
كليات ( فارسى )
ايضا له 1 - 5 - 15 - 16 طرب ، اى دل ، كه نوبهار آمد * از صبا بوى زلف يار آمد هان نظاره كه گل جمال نمود * هين تماشا كه نوبهار آمد در رخ او جمال يار ببين * كه گل از يار يادگار آمد 145 به تماشاى باغ و بستان شو * كه چمن خلد آشكار آمد از صبا حال كوى يار بپرس * كه سحرگاه از آن ديار آمد بر در ديار ما گذشت نسيم * زان گلافشان و مشكبار آمد تا صبا زان چمن گلافشان شد * چون من از ضعف بىقرار آمد ديد چون عندليب ضعف نسيم * به عيادت به مرغزار آمد 150 گل سوى فاخته اشارت كرد : * هين نوايى كه وقت كار آمد بلبل از شوق گل چنان ناليد * كه گل از وجد جانسپار آمد هاىوهويى فتاد در گلزار * نالهء عاشقان زار آمد گل مگر جلوه مىكند در باغ ؟ * كز چمن نالهء هزار آمد زر فشان مىكند گل صد برگ * كش صبا دوش در كنار آمد 155 گل زرافشان اگر كند چه عجب ؟ * كز شمالش بسى يسار آمد گل زر افشاند وز ابر بر سر او * صد هزاران گهر نثار آمد غنچه از بند او نشد آزاد * زان گرفتار زخم خار آمد خار كز غنچه كيسهاى بردوخت * مىزنندش كه مايهدار آمد نيست آزادهاى مگر سوسن * كه نه دربند كار و بار آمد 160 لاله را دل بسوخت بر نرگس * كه نصيبش ز مى خمار آمد ابر بگريست بر گل ، از پى آنك * زين جهان بر دلش غبار آمد شد ز يارى جدا بنفشه مگر * كه چنين وقت سوكوار آمد جامهء سوك بر بنفشه بريد * زان مگر لاله دلفگار آمد