فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
40
كليات ( فارسى )
زايد و آن چنان كه عراقى خود انديشيده و خود نوشته است انتشار دادم . با همهء جستجويى كه در پى نسخهاى معتبر و كامل ديوان عراقى كردهام چنان مىنمايد كه اين نسخها هنوز نواقصى دارند زيرا كه گاهى در تذكرهها به اشعارى از عراقى برمىخوردم كه در نسخهاى خطى و چاپى كه بدانها رجوع كردم نبود . از آن جمله اين بيت كه در شمع انجمن آمده و پيداست كه مطلع غزليست : اميد بلبل بيدل ز گل وفاداريست * ولى وفا نكند شاهدى كه بازاريست در نظم گزيده اين دو بيت در پى يكديگر آمده كه تنها بيت دوم آن در ص 149 هست : به يك نظر ز جمال تو ديده خرسندست * به يك كرشمهء ناز تو آرزومندست ز من مبر كه رك جان من بريده شود * بيا كه با تو مرا صد هزار پيوندست در هفت اقليم نيز اين رباعى هست كه در متن ما نيست : يا رب تو مرا به خود توانگر گردان * وز هر چه جز از تست دلم برگردان آميخته شد مس دغل با نقدم * آخر نظرى ، مس مرا زر گردان و اين رباعى : ميخانه و مسجد همه از اسبابست * هر كس كه برين بماند او در خوابست آنجا كه بينند خدا را پاكان * نه مسجد و ميخانه ولى محرابست اين چهار بيت نيز در سفينهاى بنام او آمده است : همه شب بر آستانت شده كار من گدايى * به خدا ، كه اين گدايى ندهم بپادشايى ز فراق چون ننالم ز دل شكسته چون نى ؟ * كه بسوخت بند بندم ز حرارت جدايى نه بسر و تكيه كردم ، نه به سايهء صنوبر * به تو تكيه كردم ، اى شه ، كه تو سايهء خدايى مه من ، هنوز طفلى ، به جفا مباش مايل * كه طبيعت تو عادت نكند به بىوفايى در رياض الشعراء گذشته ازين دو بيت : چون چتر سنجرى رخ بختم سياه باد * با فقر اگر بود هوس ملك سنجرم تا يافت جان من خبر از ملك نيمشب * صد ملك نيمروز به يك جو نمىخرم