فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )

15

كليات ( فارسى )

نسيم فتح و فيروزى بر قبايل ايشان وزيد ، از آن وقت لقب سالارى بر خاندان ايشان قرار يافت . سالار عراقى بعد تحصيل علوم ضرورى ، از غايت اخلاص ، روى نياز به دايرهء اطاعت شاه كرمانى درآورد ، بعد چهارده سال ، كه رياضيات مشاق كشيد ، در منازل مقصود رسيد ، بىبى حافظ جمال والدهء ماجدهء حضرت شاه شرف خواهر حضرت شاه كرمانى بود ، كه به عقد نكاح سالار فخر الدين درآمد و از وى شيخ نظام الدين عراقى و حضرت شاه شرف پانىپتى بوجود آمدند . شيخ نظام الدين عراقى را شاه كرمانى در فرزندى خود قبول كرده بود ، شايد بدين خيال بعضى از كسانى كه خود را در اولاد شيخ نظام الدين عراقى و شاه شرف بو على قلندر پانىپتى برادر حقيقىاند عزم مسافرت كردند ، اول بديار سند آمدند ، زان بعد در هند تشريف آوردند و به خدمت مشرفى داروغگان مأمور داغ اسپان رسالجات شاهى مقرر شدند . چون چندين سال به وطن مألوف منصرف نشدند والد بزرگوار ايشان و مادر مهربان در فراق ايشان وارد هند شدند و در پانىپت توطن اختيار كردند . ولادت با خير و سعادت حضرت شاه شرف در پانىپت اتفاق افتاد . رحلت والدين نيز در آنجا رو داد ، اندرون گنبدى مختصر جانب شمال بيرون شهر آرامگاه دارند . حضرت شاه شرف در سال ششصد و دو هجرى نبوى شرف ولادت يافت و « زهى شرف » مادهء تاريخ آن در اكثر رسايل و تواريخ مرقوم و بر لسان مردم معروف . . . و ازين‌رو كه حضرت شيخ فخر الدين عراقى در سال ششصد و هشتاد و هشت بعمر هشتاد و دو سال ازين عالم فانى انتقال كرد ، چنان كه در جميع كتب معتبرهء مذكوره مصرح ، از روى حساب ضروريست كه در سال ششصد و شش فخر ولادت يافت ، پس سال ولادت وى چهار سال بعد از ولادت شاه شرف باشد . . . شيخ فخر عراقى از نواحى همدان بود كه وسط عراق عجم ، قريب قزوين و دامغان واقع و سالار فخر عراقى از نواحى كرمان ، كه بر كنار جنوبى عراق عجم باشد ، حالات سالار فخر عراقى در « اذكار قلندرى نعمتى » و « ملفوظات صوفى رشيدى » و « كنجورى تاريخ قباچى » اندراج يافت . در كتابهاى چاپى سابق الذكر پاره‌اى مطالب نادرست دربارهء عراقى و عصر