فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )

109

كليات ( فارسى )

تركيبات 1 - 4 - 5 - 9 - 12 - 13 عشق ار به تو رخ عيان نمايد * در آينهء جهان نمايد اين آينه چهرهء حقيقت * هر دم به تو رايگان نمايد يك دايره فرض كن جهان را * هر نقطه ازو ميان نمايد اين دايره بيش نقطه‌اى نيست * ليكن به نظر چنان نمايد رو نقطهء آتشى بگردان * تا دايره‌اى روان نمايد 825 اين نقطه ز سرعت تحرك * صد دايره هر زمان نمايد اين نقطه به تو شهادت و غيب * هم ظاهر و هم نهان نمايد آن نقطه به تو كمال مطلق * در صورت اين و آن نمايد آن سرعت دور نقطه دايم * ساكن به يكى مكان نمايد هر لمحه به تو كمال هستى * در كسوت ناقصان نمايد 830 آن نقطه بيان كنم چه چيزست * هر چند ترا گمان نمايد آن نقطه بدانكه ظل نورست * كان نور وراى جان نمايد آن نور دل پيمبر ماست * اكنون به تو حق عيان نمايد آن بحر محيط بىكرانه * و آن نور بسيط جاودانه آن بحر ، كه موج اوست دريا * و آن نور ، كه ظل اوست اشيا نورى كه جمال جمله هستى * از تاب جمال اوست پيدا 835 اول ز پى نظارهء او * شد عين همه جهان مهيا