حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )

45

تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )

او باشند غرور گرد او درآمده باشد . پس اعتبار گير از حال گذشتگان كه بسيارى از اصحاب كمالات انسانى بوده‌اند كه خلايق ايشان را در نقايص بشرى انداخته‌اند و ايشان ميان تصنّع و مدارات و مغالبت متحيّر مانده‌اند . چنان كه در صدر اوّل يعنى عصر صحابهء رسول عليه السّلام در وقتىكه صورت آفتاب حقيقت از مشرق حس به مغرب قدس غروب كرد و ماه ولايت كه اقتباس نور از آفتاب نبوّت مىكرد طالع شد و نور ولايت از مشرق ازلى الى ما لا نهاية كشيده شد و نور آفتاب نبوّت بىفترت و انقطاع بر ماه ولايت فايض بود طايفه‌اى از محجوبان چون صورت غيبت آفتاب مشاهده كردند و از معاملهء معنوى خبر نداشتند بنا بر آنكه ديدهء بصيرتشان پوشيده بود بعد از اقرار در حفرهء انكار افتادند و مستحقّ غضب الهى شدند و در اين جهان و در آن جهان از لقاى خدا محروم ماندند . اى مولانا چون صحبت تو با اهل نقيصت باشد اگر هرچه مقتضاى طبيعت ايشان باشد با ايشان موافقت كنى با تو خارى و سبكبارى كنند ، و اگر با ايشان موافقت نكنى همه از تو كناره كنند و ترا تنها بگذارند ، و اگر نيكو نظر كنى در اين حالت يا مغرور باشى يا مقهور ، و بدان كه بيشترين مردان كامل