حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )
38
تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )
باشد چيزى كه محلّ التفات او باشد باقى نباشد ، به غير از بدن مجرّد . پس كار بدن نيز به پروردگار بگذارد و تفويض و توكّل را شعار خود سازد و حجب ظلمانى پس پشت اندازد و با پرّوبال مرغ همّت پرواز كند تا بر مطلع لطيفهء عظمى ترقّى كند و آيات كبرى مشاهده نمايد ، و به باطن نورانى بر جميع اسرار ربّانى و حقايق عرفانى اطّلاع يابد ، و چنان كه پيش از اين الوان مختلفه را در عالم ظاهر به نور آفتاب مىديد در اين مقام به انوار باطن نورانى ، بر جميع اسرار و حقايق مطّلع شود و ملايكه سماوات به استقبال او آيند و با او مصافحه كنند و ارواح گرد او در آيند و به لطف و محبّت و مهربانى او را تفقّد نمايند و اشيا بىكلفت و مشقّت مطيع و منقاد او شوند . و چون سالك به مقام شهود رسد هرگاه كه او را چيزى پيش آيد از ديدنى يا شنيدنى يا دريافتنى ، به نوعى از انواع ادراكات آن را به حالت شهود حوالت كند و در حالت شهود و به معاونت روح شهود در آن چيز تصرّفى كند كه آن را از جنس اسباب موصله گرداند ، پس آن چيز مادّه شود كه معاون او باشد در سلوك نه مانع ، همچنانكه غذائى كه بر بدن وارد مىشود به سبب تصرّفات مغتذى و قوا مشابه بدن مىشود به مرتبهاى كه