حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )

28

تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )

توجّه مرا معلوم كرد - همچنان‌كه عاشق معشوق خود را در كنار گيرد - سرّ او با روح من معانقه كرد ، من نيز همچنان‌كه بيمار استقبال طبيب كند استقبال تصرّف خواجه كردم . چون خواست كه در من تصرّف كند اولًا در نفس من و مقتضيات مزاج من نظر كرد ، نفسم از وهمها و خيالات فاسد و ظلمت علوم رسمى ممتلى بود ، چنان كه در آنجا مقدار سر سوزنى نبود كه از امراض نفسانى و وساوس و خيالات شيطانى خالى باشد - الّا پرتوى از نور ايمان مجرّد كه مرا در حركت آورده بود و باعث من بود بر طلب - . پس حضرت خواجه در تقويت آن نور شروع كرد و به معالجهء من مشغول شد . نخست مرا رياضت خدمت فرمود تا محبّت جاه و منصب و عزّت و حرمت از دل و دماغ من بيرون رود و من نمىدانستم كه به چه سبب مرا خدمت مىفرمايد . بر حسب اشارت مطاوعت و انقياد نمودم و چندان خدمت كردم كه لباس روح من از آلايش پاك شد ، بعد از آن مرا از مقام خدمت به مقام اعمال صالحه و اوراد و اذكار آورد و به طلب حلال و طاعت ذو الجلال امر كرد ، از توقّع ثواب منع فرمود و گفت : در اين طاعت و عبادت نه سعادت است و نه شقاوت . امّا عبادت : امتثال محبوب به امر است ، پس ميان به حبل