حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )
24
تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )
عالم باشد و عارف نباشد ، و گاه باشد كه مسائل علوم نقل كند و او به حقيقت جاهل باشد پس از اينجا روشن شود ، به مجرد آنكه شخصى نقل حكمت يا معرفت يا علم كند از كتابها كه حكيمان و عارفان و عالمان نوشتهاند - يا از زبان ايشان نقل كند - آن شخص نه حكيم باشد و نه عارف و نه عالم ، بل جاهلى باشد كه حكايتى مىگويد . - همچنانكه صدا ، و آن آوازيست كه از كوه يا قصرى بلند باز مىگردد - پس به حقيقت ، آن آواز آوازدهنده است نه از آن كوه و قصر ، و حال اين جاهل حكايتكننده ، از دو بيرون نيست ، يا عالم باشد به جهل خود يا جاهل باشد به جهل خود . اگر عالم باشد به جهل خود او به منزلهء بيمارى باشد كه بيمارى خود مىداند مستحقّ معالجه باشد و به معالجهء طبيب حاذق صحّت يابد . و اگر جاهل باشد به جهل خود او احمقى باشد مغرور و احمقى درديست بىدرمان كه قابل علاج نباشد - مگر بر سبيل ندرت - . و احمقى بيمارىايست كه مجموع انبيا و اوليا و حكما و اطبّا از معالجهء آن عاجزند ، تا غايتى كه عيسى پيغمبر عليه السّلام فرموده است كه : مجموع بيماريها و رنجهاى عالم و