حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )

4

تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )

است ، شعر : ورث الولاية كابرا عن كابر * كالرّمح انبوبا على انبوب « 7 » از اين فقير حقير التماس نمود كه آن رساله را ترجمه نوشته شود . گفتم : هيهات اين الدّر من الصّدف و الزّبرجد من الخزف در معرض محمّد عربى ، سلمان فارسى را چه مجال نطق بود ، و در مقابله جواهر زواهر انورى قلب عسجدى چگونه رواج يابد . مدّتى مديد به لعلّ و عسى و سوف و ربّما تعلّل مىنمود و اقدام بر اين امر خطير در خاطر فاتر نمىبود . شعر : به صد منزل بدم زين دور جانا * كه تا بر من مگيرد هيچ دانا ليكن چون اقراح « 8 » و الحاح به غايت رسيد ، و تأكيد و مبالغه به نهايت انجاميد ، شروع كرده شد برحسب مقدور ، و المأمور كما قيل معذور ، پس به قدر فهم قاصر خود و مناسب مشرب حوصلهء ابناء روزگار فحواى آن كلمهء قدسى و ترجمهء آن معارف و حقايق قدّوسى به عبارت مختصر فارسى قلمى شده و الّا : شعر :

--> ( 7 ) . ولايت را به ارث برده از بزرگى ، پس از بزرگى ، مانند نيزه كه هر گره از نى آن پيوسته به گره ديگرى است . ( 8 ) . يعنى چيزى را به زور از كسى خواستن .