عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
53
كشف الحقايق ( فارسى )
فصل در بيان اصحاب نور كه مىگويند هر چه هست يكبار وجود خداست بدانكه اين طايفه مىگويند كه وجود من حيث الوجود يك وجودست و آن وجود خداى است و اين هم اولست و هم آخر و هم ظاهر و هم باطن اينست معنى هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ « 1 » ازل و ابد عبارت از اول و آخر وى است و امر و خلق عبارت از ظاهر و باطن وى ظاهر او در ظهور مراتب دارد و باطن او هم در بطون مراتب دارد و مراتب عالم خلق و مراتب عالم امر عبارت از مراتب ظهور و بطون ويست و عالم خلق و عالم امر را باضافات و اعتبارات باسامى مختلف ياد كردهاند و خلق و امر و شهادت و غيب و ملك و ملكوت و دنيا و آخرت بسيط و مركب محسوس و معقول و مانند اين گفتهاند . و عالم خلق سه مرتبه است اول جسم معادن دوم جسم نبات سوم جسم حيوان و عالم امر نيز سه مرتبه است اول روح دوم عقل سيم نفس و مراتب موجودات هم شش مرتبه است و هر يكى ازين مراتب ششگانه در قسمت اول سه نوعند جمله هشتده نوع مىشود و هر يكى ازين انواع هشتدگانه هزار قسمند جمله هشتده هزار قسمند و هشتده هزار عالم عبارت از اينست و امتداد و انبساط وجود در اين هشتده هزار مرتبه نفس است و اين نفس را صاحب شريعت ( رب ) مىخواند اينست معنى ( رب العالمين ) . فصل چون دانستى كه اين وجود من حيث الوجود يكى بيش نيست و ديگر دانستى كه اين وجود مراتب و افراد بسيار دارد و ديگر دانستى كه تمام مراتب افراد اين وجود هميشه موجود بوده است و هميشه موجود خواهد بود و هرگز از اينكه هستند كم و زياد نبودهاند و نخواهند بود از جهت آنكه اگر فردى از افراد يا نوعى از انواع يا جنسى از اجناس اين وجود ازين ( كذا - شايد : از
--> ( 1 ) - حديد 3