عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
40
كشف الحقايق ( فارسى )
سه مرتبه و دو صورت است مرتبه ذات و مرتبه وجه و مرتبه نفس و صورت جامعه و صورت متفرقه از جهت آنكه هر چيز كه باشد ازين خالى نباشد كه در مقامى باشد كه هر چه امكان مىدارد كه در آن چيز ظاهر شود در آن مقام جمله در وى به قوت موجود باشد همچون بيضه و نطفه و حبه و اين مقام را مرتبه ذات مىگويند و صورت اين مرتبه را صورت جامعه مىخوانند و يا در مقامى بود كه هرچه امكان مىداشت در آن چيز ظاهر شود در آن مقام جمله بالفعل موجود باشد همچون انسان كل ( كذا - ظ - كامل ) درخت كامل و اين مقام را مرتبه وجه گويند و صورت اين مرتبه را صورت متفرقه مىخوانند و امتداد و انبساط وجود را در اين مراتب مرتبه نفس مىگويند و مراد از امتداد نشو نما نيست كه آن را حركت جسم مىگويند مراد از انبساط بسط وجودست كه آن را مرتبه نفس مىخوانند و فرق بسيارست ميان نشو و نما كه حركت جسمست و ميان بسط وجود كه مرتبه نفس است از جهت آنكه امتداد و انبساط وجود در مراتب چيزها هست و در ميان افراد موجودات هست و نشو و نما جز مراتب چيزها نيست و امتداد و انبساط نفس درين مراتب استيلاء و استوارى اوست بر عرش زيرا كه مراتب هر چيز بعد از تمامى عرش است پس عرش بر - اقسام باشد و هر چند مراتب تمامتر بود عرش بزرگتر و عظيمتر بود اينست « قلب المؤمن عرش اللّه الاكبر » و اين نفس را صاحب شريعت « رب » مىگويد كه هر دو يك معنى دارد اينست معنى : « من عرف نفسه فقد عرف ربه » و « من عرف النفس فقد عرف الرب » و اين مرتبه نفس را كه صاحب شريعت رب مىگويد فوق جمله مراتبست و اين مرتبه از اضداد و تقابل پاك و مقدس است و از اشكال و صور مبرا و منزه است لا جرم اهل حسن ( كذا - ظ - حس ) و خيال را به اين مرتبه راه نيست اى درويش معنى رب و نفس آن نيست كه اهل شريعت و اهل حكمت داشتهاند . « دانستهاند ؟ » گمان بردهاند كه عرش عبارت از تمامى مراتبست و استوا بر دو نوعست يكى از راه علم أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً « 1 » و يكى از راه وجود كه أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ « 2 » باز استواى علمى بر دو قسمت يكى باجمال
--> ( 1 ) - طلاق 12 ( 2 ) - حم سجده 54