عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

28

كشف الحقايق ( فارسى )

بوى تسليم كن و وجود خود را از خود و راى خود خالى ساز و باطن خود را از وى و ارادت وى و محبت وى پر گردان و هرچند كه ترا از خود دور كند و از در خود براند كه ايشان را اختلاط هر كس و صحبت هر كس تحمل نباشد « 1 » ملازم در وى باش و جهد كن كه چنان شوى كه نتواند كه ترا قبول نكند چون مقبول وى شدى راه راست يافتى و از اهل نجات گشتى . اى درويش مراد من از اين دانا و محقق نه اين علماى بىعمل و نه اين مشايخ بىتقوايند اگر ( كذا - ظ - كه ) خود را به علما و مشايخ مانند كرده كه ايشان هزار بار از تو مقلدتر و گمراه‌تر و از خداى تعالى دورترند . با وجود دورى خود را نزديك مىدانند و از غايت جهل و تاريكى خود را دانا و با نور شناسند و هر نوبت كه اين آيه را بخوانند كه أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ « 2 » بولايت خطا و هندوستان حوالت كنند و هرگز به خود اين گمان نبرند و هرآينه بايد كه چنين باشد كه علامت جهل مركب اينست « 3 » . رباعى : قومى به خيال در غرور افتادند * وز غايت جهل در سرور افتادند معلوم شود چو پرده‌ها بردارند * كز كوى تو دور دور دور افتادند اى درويش اين دانا و محقق را در مساجد بر منابر وعظ و تذكير نيابى « 4 » و در مدارس بر بساط تدريس و منصب در ميان اهل كتاب و بت‌پرستان نيابى و در خانقاه بر سر سجاده در ميان اهل خيال و خودپرستان نيابى « 5 » . الا از هزار كس يك كس در اين سه موضع خداىشناس و محقق باشد و از جهت خداى كارى كند اى درويش دانا و محقق و مردان خداى در زير قبه‌ها باشند كه آن قبه‌ها حارس و دور باش ايشان باشد و حصار و سلاح ايشان گردد و سبب نزاهت و طهارت وى باشد آن نه قبه بود آن مكر و حيله شيطان باشد . اى درويش ظاهر ايشان همچون ظاهر عوام باشد و باطن چون باطن خواص ايشان پيشوايى و مقتدايى به خود راه ندهند و دعوى سرى و سرورى نكنند هركس به كسبى و كارى به قدر

--> ( 1 ) - و از در خود راند مرو كه ايشان احتياط هركسى كنند و صحبت هركس تحمل نتواند كرد ( 2 ) - نور - 40 ( 3 ) - و آن عزيز از سر همين نظر گفته است ( 4 ) - و تذكر و در ميان اهل نفاق و دنياپرستان نيابى ( 5 ) - نسخه آستانه از اينجا تا آخر « فزت برب الكعبة » در صفحه بعد را فاقد است