عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
338
كشف الحقايق ( فارسى )
زانكِ حشر حاسدان روز گزند * بىگمان بر صورت گرگان كنند حشر پُرحرصِ خسِ مُردارخوار * صورت خُوكى بود روز شمار زانيان را گندِ اندام نهان * خَمرخواران را بود گندِ دَهان گندِ مخفى كان به دلها مىرسيد * گشت اندر حشر محسوس و پديد تو گناهى كردهاى شكلى دگر * دانه كِشتى ، دانه كى ماند به بَر هيچ ماند آب آن فرزند را ؟ * هيچ ماند نيشكر مر قند را ؟ حُكم ان خو راست كان غالبتر است * چونكه زر بيش از مس آيد آن زر است سيرتى كان بر وجودت غالبست * هم بر آن تصوير حشرت واجبست چون سجودى يا ركوعى مَرو كِشت * شد در آن عالم سجود او بهشت آب صبرت آب جوى خُلد شد * جوى شير خلد مهرِ تُست و وُدّ چون ز دستت زخم بر مظلوم رُست * آن درختى گشت از آن زقُّوم رُست چون ز زخم آتش تو در دلها زدى * مايه نارِ جهنّم آمدى آن سخنهاى چو مار و كژدمت * مار و كژدم گردد و گيرد دمت خشمِ تو خشم سَعير دوزخت * همين بكُش اين دوزخت را كاين فخ است اى دريده پوستين يوسفان * گرگ برخيزى از اين خواب گران ( از دفاتر دوم و سوم و چهارم مثنوى شريف ) [ 16 ] و ر ك : المعتمد ، ص 237 ، به بعد ، و تذكره انطاكى ، ج 1 ، ص 193 ، و صيدنهء بيرونى ، رديف ، 542 و مفردات ابن البيطار ، ج 2 ، ص 17 . 17 در پشت اولين صفحهء نهج المسترشدين علامه حلّى ( رض ) كه سابقا در تمليك اين حقير بود . اين دو بيت بدون نام گوينده درج شده بود و چون تاريخ تحرير آن مخطوطه نهصد و اندى بود طبعا سراينده آن پيش از قرن دهم مىزيسته است و اينك آن دو بيت : بيت و ثوب و قوت يوم * يكفى لمن فى غد يموت و ربّما مات نصف يوم * و النّصف من قوته يفوت و نيز « رادويانى » در ذكر نمونههاى ترجمه اين حديث شريف سه بيت بدين شرح آورده است : هر كه را بهره كرد ايزدِ فرد * دانش و امن و تندرستى و خَورد زين جهان بهرهء تمامى يافت * گُو به گِرد دگر فضول نگرد كآرزو را كرانه نيست پديد * آز را خاك سير داند كرد ( كه البته مصرع اخير ، ترجمهء آخرين جمله حديث شريف ديگرى است كه « و لا يملأ جوف ابن آدم الّا التّراب . . . . » )