عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

290

كشف الحقايق ( فارسى )

آدم ثم مسح ظهره بيمينه فاستخرج منه ذرية فقال خلقت هؤلاء للجنة و به عمل اهل الجنة يعملون . ثم مسح ظهره فاستخرج منه ذرية فقال خلقت هؤلاء للنار و به عمل اهل النار يعملون . فقال رجل ففيم العمل يا رسول الله فقال رسول الله ( ص ) ان الله اذا خلق العبد للجنة استعمله به عمل اهل الجنة حتى يموت على عمل من اعمال اهل الجنة فيدخله به الجنة و اذا خلق العبد للنار استعمله به عمل اهل النار حتى يموت على عمل من اعمال اهل النار فيدخله به النار . ( مشكاة المصابيح ج 1 ص 36 بنقل از ترمذى - و چندين روايت ديگر كه لفظا و معنى قريب به همين روايت است در همان كتاب صفحات 37 و 38 ) . سعدى نيز كه اشعرى ثابت العقيدة و متخرج از نظاميه بغداد و متأثر از مبانى اعتقادى معلمين آن مدرسه كه دربست در اختيار اشاعره قرار داشت مىباشد براساس معتقدات خويش راجع به سعادت و شقاوت و قابليت و تأثير تربيت عقائدى شبيه آنچه « نسفى » در اين فصل گفته است بيان مىدارد فى المثل : پرتو نيكان نگيرد هر كه بنيادش بد است * تربيت نااهل را چو گردكان بر گنبد است * * * چون بود اصل گوهرى قابل * تربيت را در او اثر باشد هيچ صيقل نكو نداند كرد * آهنى را كه بد گهر باشد * * * سگ به دريا هفتگانه مشوى * كه چو تر شد پليدتر باشد خر عيسى گرش به مكه برند * چون بيايد هنوز خر باشد * * * عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود * گرچه با آدمى بزرگ شود * * * ابر اگر آب زندگى بارد * هرگز از شاخ بيد بر نخورى با فرومايه روزگار مبر * كز نى بوريا شكر نخورى ( گلستان سعدى ) و رجوع فرمايند به ( كيمياى سعادت ) ص 430 ببعد و تفصيل چهارگانهء كه « غزالى » دراين‌باره قائل شده است . صفحه ( 117 ) - و ديگر مىفرمايد : « فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ » قسمتى است از آيه مباركه 32 از سوره فاطر و تمام آن چنينست : « ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ » كه نزد شيعه اين آيه از متشابهات است ( ابن شهرآشوب ج 2 ص 50 ) و مفسران شيعه مراد از « الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا » را ائمه معصومين