عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
282
كشف الحقايق ( فارسى )
استاد مجتبى مينوى نيز اظهار نظر كردهاند كه « اين عبارت از عبارات معروف عصر سعدى بوده است » ( مجله يغما سال 15 ص 45 ) . صفحه 70 - حد - گفتارى است كه بر ماهيت چيزى دلالت كند ( تعريفات سيد ) . و در اصطلاح منطق كه در متن نيز همان مراد است حد : تعريف شيئى بذاتيات باشد ( در مقابل « رسم » كه آن تعريف شيئى بعرضيات باشد ) و آن بر دو قسم است : حد تام و حد ناقص . اگر حد چيزى بهوسيله جنس قريب و فصل قريب بيان شود آن را حد تام گويند و اگر بهوسيله جنس بعيد و فصل قريب يا تنها بهوسيله فصل قريب بيان شود آن را حد ناقص خوانند . مثال براى حد تام در تعريف انسان : حيوان ناطق مثال براى حد ناقص در تعريف انسان : جسم ناطق يا ناطق فقط مثال براى رسم تام در تعريف انسان : حيوان ضاحك مثال براى رسم ناقص در تعريف انسان : جسم ضاحك يا ضاحك فقط ( رهبر خرد « باختصار » ) صفحه ( 70 ) - خاصه - هر كلى خارجى كه جز بر مصاديق ماهيت واحده قابل حمل نباشد آن را عرض خاص يا خاصه خوانند مانند ضاحك براى انسان ( رهبر خرد ص 100 ) صفحه ( 70 ) - لوازم - هر عرضى كه انفكاك آن از معروضش ممتنع باشد ( مانند تساوى زواياى مثلث با دو زاويه قائمه ) آن را عرض لازم خوانند ( رهبر خرد ص 100 ) و لوازم جمع لازم است در مقابل عرض مفارق صفحه ( 72 ) - اينست معنى « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » - استخدام آيه شريفه ( نور ) براى بيان مقاصد مذهبى و فلسفى و اخلاقى و عرفانى به صورت تمثيل و تأويل و انطباق مقاصد مزبور با الفاظ و مضامين اين آيه مباركه بسيار رايج است و از جمله اين موارد شعريست منسوب به « شيخ الرئيس ابو على بن سينا » كه « ابن ابى اصيبعه » آن را در « عيون الانباء » نقل كرده است كه : هذب النفس بالعلوم لترقى * و ذر الكل فهى للكل بيت انما النفس كالزجاجة و العلم * سراج و حكمة الله زيت فاذا اشرقت فانك حى * و اذا اظلمت فانك ميت ( عيون الانباء فى طبقات الاطباء ج 4 ص 22 ) 8 صفحه ( 75 ) - بربسته دگر باشد و بر رسته دگر - از امثال سائره است . يعنى : « . . . . فطرى و طبيعى را بر مصنع و بر ساخته برترى باشد : مىگفت بدندان بتم عقد درر * من همچو توام لطيف و پاكيزه گهر خندان خندان به ناز گفتش خاموش * بر بسته دگر باشد و بر رسته دگر * * *