عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
264
كشف الحقايق ( فارسى )
« ممنوع » بعلامات : ط - ج - ز - ص - لا . صفحه ( 26 ) و بر اينجا وقف لازم كردند - يعنى بر « لا يعلم الا الله » لزوما بعنوان وقف لازم وقف كردند و دو كلمه « و الراسخون فى العلم » را بر « الله » معطوف ندانستند و آن را جزو مستثنى بالا نشمردند بلكه جمله « و الراسخون فى العلم يقولون آمنا به كل من عند ربنا » را جمله مستأنفه و مستقلى شمردند و علم بتأويل متشابهات را براى غير خدا جائز ندانستند و بالاخره تأويل متشابهات را روا نداشتند . در لزوم وقف بر ( الله ) ميان قراء و مفسرين خلافست . « زمخشرى » در « كشاف » و « ابى البقاء عكبرى » در « املاء ما من به الرحمن » و « طبرسى » در « مجمع البيان » و « بيضاوى » در « انوار التنزيل » عطف كلمات « و الراسخون فى العلم » را به « الله » اختيار كرده و راسخون در علم را نيز عالم بتأويل متشابهات مىدانند . و « ابن جزى كلبى » در « التسهيل » و « فيروزآبادى » در « تنوير المقياس » و « ابى البركات نسفى » در « مدارك - التنزيل » و « ابن محلى » و « سيوطى » در « جلالين » و « ميبدى » در « كشف - الاسرار » و بسيارى ديگر جمله « و الراسخون فى العلم يقولون آمنا به » را جمله مستأنفه دانستهاند و « و الراسخون » را « مبتداء » و جمله « يقولون » را خبر قرار داده و اين جمله خيريه را به كلى از جمله ما قبل منفصل و منقطع قرائت كردهاند . « طبرى » و « ابى الفتوح » نيز بذكر و نقل اقوال مختلف اكتفا ورزيده و خود قطعا نظرى ابراز نداشتهاند . برخى از فرق مستحدثه متأخر نيز به اين آيه شريفه تمسكاتى كردهاند . صفحه ( 29 ) كه به غير از اين سه طريق طريق ديگر به خدا نيست - گويا نسفى كلام مشهور صوفيه يعنى ( الطرق الى الله بعدد أنفاس الخلائق ) را در اين مقام اعتبار نكرده است و آن را ناظر بر اين مقصد ندانسته است . صفحه ( 27 ) - يا خود او را حد و تعريف نيست از جهت آنكه لفظ عامتر و مشهورتر از وجود نيست همچنانكه حكيم سبزوارى مىگويد : معرف الوجود شرح الاسم * و ليس بالحد و لا بالرسم مفهومه من اعرف الاشياء * و كنهه فى غاية الخفاء از آنجا كه وجود بما هو وجود بسيط حقيقيست و فصل و جنس براى او تصور نمىتوان كرد لذا تعريف وجود را جز با شرح الاسم به صورت ديگر نتوان كرد . صفحه ( 28 ) كه چيزها باضداد روشن شود : همچنانكه در پاورقى اشاره شد در نسخه آستانه