عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

223

كشف الحقايق ( فارسى )

فصل چون هفت آسمان و هفت زمين را معلوم كردى اكنون بدان كه « 1 » انسان زمين چهارم است و در آخر عالم طبيعت و ظلمتست و در اول عالم عقل و نور افتاده است و از اينجاست كه انسان مركب از عقل و طبيعت و نور و ظلمت آمده پس سعادت انسان آنست كه از طبيعت و ظلمت بيرون آيد و خود را تمام نور گرداند تا بعالم علوى تواند پيوست كه بهشت جاودانست و شقاوت وى آنست كه از عقل و نور بيرون آيد و خود را تمام ظلمت گرداند تا بعالم سفلى پيوندد كه دوزخ است اينست معنى : اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ « 2 » . و از اينجاست كه آدمى را قلب آدم گفتند از جهت آنكه قلب در ميان باشد و بر كل اجزا دانا باشد و كل اجزا را بر احوال قلب اطلاع نباشد اما قلب را بر احوال اجزا اطلاع باشد . فصل چون معلوم كردى كه انسان اقليم چهارمست اكنون بدانكه يك جانبش اقليم ملائكه و عقول و ارواح‌اند و يك جانب ديگرش اقليم شياطين و شهوات و طبايع‌اند و از اينجاست كه اين جمله در انسان جمعند يعنى تمام خلايق اين هفت اقليم در اقليم چهارم كه وجود انسانند جمعند بدين سبب انسان بر سه قسم است : بعضى ميل باقليم شياطين و شهوات و طبايع كردند و اين‌ها اصحاب شمال و اهل دوزخند و بعضى ميل باقليم ملائكه و عقول و ارواح كردند و اين‌ها اهل يمين و اصحاب بهشتند و بعضى از هر هفت اقليم بگذشتند و به حضرت حق تعالى رسيدند و اين‌ها سابقان و اهل‌الله‌اند و انسان از اين سه قسم بيرون نيستند يا اصحاب يمينند يا اصحاب شمالند يا سابقانند اينست معنى : وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ

--> ( 1 ) - كه روح انسان آسمان چهارم است و قالب انسان زمين چهارم است ( 2 ) - بقره 257