عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
219
كشف الحقايق ( فارسى )
و گوش گوش پيدا كند و از خلق بگذرد و بعالم امر رسد بر همه كتاب بهيكبار مطلع شود و هر كه بر كتاب تمام مطلع شود و دل از آن كتاب فارغ كند و درپيچد و از دست بنهد مانند كسى كه نامهء بوى رسد و آن نامه را چند نوبت مطالعه كند و مضمون نامه را چند نوبت مطالعه كند هرآينه درپيچد و در پيش نهد اينست معنى : يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ « 1 » و اينست معنى : وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ « 2 » ازآنجهت ( بيمينه ) مىگويد تا معلوم شود كه اصحاب شمال را از طى آسمانها نصيبى نيست . باب در بيان تبديل زمين و آسمان بدانكه آسمان را دو نشأة است و نفخ صور هم دو نفخه است - در نشأة اول در زمين قالب و آسمان طبيعت حاكم غضب و شهوتاند و در اين نشأة جمله خلايق در نصب و خيال ( كذا - شايد : در نصب خيال ) و غرورند و پندار پس نفخه اول جهت امانت است ( كذا - ظاهرا : اماتت ) تا اهل زمين كه صفات قالب و اهل آسمان كه صفات طبيعت است از نصب خيال و غرور و پندار بميرند مگر اندكى كه از صفات نشأة اول زنده مانند كه ايشان به آن صفات به قدر ضرورت و حاجت انسانى محتاج باشند اينست معنى : وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ « 3 » و نفخهء ديگر از جهت احياى اموات است تا اهل زمين كه صفات قالب است و اهل آسمان كه صفات روح است از موت جهالت و خواب غفلت زنده شوند و برخيزند و روى از محسوسات و لذات جسمانى كه عبارت از دنياست بگردانند و روى بمعقولات و لذات روحانى كه عبارت از آخرت است آرند و هر چيز را آنچنانكه آن چيز است بدانند اينست معنى : ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ « 3 » . و حاكم در نشأة دوم در زمين قالب و آسمان روح عقل و شرع آمد : اينست معنى : وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ « 3 » پس زمين
--> ( 1 ) - انبياء 104 ( 2 ) - زمر 67 ( 3 ) - زمر 68 - 69