عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
213
كشف الحقايق ( فارسى )
و كثرت اموال و اولاد و اسباب و لذات و شهوات بدنى همچون گل و رياحين است كه در بهاران در بيابان پيدا شود و مردم از طراوت و جوانى آن در عجب مىمانند ناگاه در مدت اندك باد خزان برمىآيد و جمله را زرد مىكند « 1 » و جمله خشك مىشوند و از هم فرومىريزند چنان كه گوئى « 2 » هرگز نبودهاند . يا همچون زرع و كشتاند كه بهغايت سبز و جوان باشند و مزارعان كه خداوندان آن زرع و كشت باشند [ در عجب مانده باشند ] از آن ناگاه در يك طرفة العين آفتى و بيماريى بدان زرع و كشت رسد و جمله زرد شوند و خشك گردند و از هم فروريزند چنان كه گوئى هرگز نبودهاند . پس هر كه در اين حيات دنيا بتكبر ( كذا - شايد : بتكثير ) اموال و اولاد از جهت مفاخرت و بزرگى را و بطلب لذات و شهوات بدنى از جهت خوش آمدن نفس مشغولست چند روز معدود بيش نخواهد بود و در حيات آخرت كه آن را انقطاع نيست به عذاب شدايد ( كذا - شايد : به عذاب شديد - يا - به عذاب و شدايد ) گرفتار خواهد شد . و هر كه در حيات دنيا ترك لذات و شهوات بدنى كرد و بمال و جاه فريفته نشد و امتثال اوامر و اجتناب نواهى [ كرد ؟ ] و بكسب عمل صالح و بطلب علم نافع مشغولست هم چند روز معدود بيش نخواهد بود و در حيات آخرت كه آن را انقطاع نيست به مغفرت و رضوان خداوند خواهد رسيد اينست معنى : اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ « 3 » . تمت الرسالة بعون الله تعالى
--> ( 1 ) - مىگرداند ( 2 ) - گوئى مگر هرگز ( 3 ) - حديد 20