عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
211
كشف الحقايق ( فارسى )
اول اسلام است و در اين عالم طفوليت امر و نهى نيست از جهت آنكه در مرتبه حيوان است و اين عالم صورت و حس است و حاكم حقيقى در اين عالم حس و شهوتست و در اين مرتبه او را مسلم گويند و هر كه در معنى وى باشد هم مسلم گويند اگرچه به صورت پير باشد اينست معنى : قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ « 1 » تا بعالم بلوغ رسد و از عالم صورت و حس بعالم معنى و عقل برآيد و بعث شود اين زادن را ولادت معنوى و اين زندگى را حيات معنوى و اطلاع يافتن را بر طبايع اشياء و اين جمع شدن حيات و عقل و شرع را قيامت وسطى گويند كه يوم الجمع است و در اين حيات از چيزها باخبر شدن گيرد باجمال نه بتفصيل پس در اين مرتبه بدل خداى را يكى داند و اين درجه اول ايمانست و در اين عالم او را مؤمن گويند تا بعالم ايقان رسد و از عالم اجمال بعالم تفصيل بزايد و بعث شود و هر چيز را چنان كه آن چيز است بداند و بتفصيل بداند اين زندگى را حيات طيبه گويند : مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ « فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً » « 2 » . و اين اطلاع يافتن را بر طبايع و خواص اشياء و اين جدا كردن حق را از باطل قيامت كبرى گويند كه يوم الفصل است و در اين حيات چيزها را بتفصيل بداند و ايقان روى نمايد و اين درجه اول ايقانست و در اين عالم او را نبى گويند و دعا كردن كه : « اللهم أرنا الاشياء كما هى » در اين عالم بود تا بعالم عيان رسد و از عالم تفصيل و علم اليقين بعالم معاينه و عين اليقين بزايد و بعث شود و حقيقت اشياء را معلوم كند و هستى خداى را به حقيقت بشناسد و نيستى خود را بيقين بداند اين زندگى را حيات حقيقى گويند و اين ظاهر شدن نيستى خود و آشكارا شدن هستى خداى را و اين اطلاع يافتن بر طبايع و خواص اشياء و حقايق اشياء را قيامت عظمى گويند كه يوم تبلى السرائر است و اين اول درجه عيانست و در اين عالم او را ولى گويند و اجابت دعاء : « اللهم أرنا الاشياء كما هى » در اين عالم بود .
--> ( 1 ) - حجرات 13 ( 2 ) - نحل 98