عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

209

كشف الحقايق ( فارسى )

باب در بيان سخن اهل تناسخ بدانكه اهل تناسخ مىگويند كه نزول و هبوط ارواح عبارت از شب قدر است : تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ « 1 » و عروج و صعود ارواح عبارت از روز قيامت است : تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ « 2 » از جهت آنكه اول افول نور است پس شب باشد و دوم طلوع نور است پس روز باشد . فصل « 3 » بدانكه بعضى از اهل حكمت مىگويند كه هر كه به مرگ صورت مرد روح او از گور قالب برخاست يوم القيامه است و چون روح بعالم خود پيوست يوم الجمع است و چون تركيب قالب متفرق شد و خاك به خاك و آب به آب و هوا به هوا و آتش به آتش بازگشت يوم الفصل است و اين فصلست كه مقتضى جمعست : هذا يَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْناكُمْ وَ الْأَوَّلِينَ . « 4 » و چون آنچه پوشيده بود بر وى آشكار شد يوم تبلى السرائر است . فصل در سخن اهل وحدت در بيان موت و حيات و بعث و ولادت و قيامت بدانكه موت چهار نوع است و حيات هم چهار نوع است و بعث و ولادت هم چهار نوع است و قيامت هم چهار نوع است زيرا كه موت عبارت از بىخبرى است و حيات عبارت از باخبرى . و خبر و آگاهى انواع و مراتب دارد پس به ضرورت حيات را كه عبارت از خبر و آگاهيست انواع و مراتب باشد مراتب حيات از چهار زياده نيست : حيات طبيعى و حيات معنوى و حيات طيبه و حيات حقيقى . و چون حيات بر انواع و مراتب باشد به ضرورت ممات هم بمراتب و انواع

--> ( 1 ) - قدر 4 ( 2 ) - معارج 4 ( 3 ) - در نسخه آستانه اين فصل مجزى نيست و در دنباله مطلب قبلى آمده است ( 4 ) - مرسلات 38