عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

206

كشف الحقايق ( فارسى )

و حيوة و تركيب دوم را حيوة آخرت مىگويند . آنچه خاص بود و بنفس هر كسى تعلق مىداشت اين بود كه گفته شد . فصل بدانكه آنچه عام است و تعلق بنفس عالم دارد اينست كه از آن وقت باز كه خداى تعالى اين انجم و افلاك و عناصر و مواليد را از عدم بوجود آورد مدت دنياست تا آن وقت كه باز اين جمله را بعدم برد الا ما شاء الله ( كذا - و شايد : الى ما شاء الله ) و چون بعدم برد مدت آخرت خواهد بود و آن را انقطاعى نخواهد بود چنان كه بهشتيان را در بهشت و دوزخيان را در دوزخ صفت مىكند كه : خالِدِينَ فِيها أَبَداً « 1 » اين بود تمامى سخن اهل شريعت در بيان دنيا و آخرت . باب در بيان سخن اهل حكمت در بيان دنيا و آخرت بدانكه به نزديك اهل حكمت تركيب قالب آدمى و اجتماع روح با قالب آدمى يك نوبت است اگرچه زادن و زنده شدن دو نوبت است اما يك نوبت بعالم حس و محسوسات زنده مىشوند و مىزايند و يك نوبت بعالم عقل و معقولات زنده مىشوند و مىزايند اينست معنى سخن عيسى على نبينا و عليه السلام كه : « من لم يولد مرتين لم يلج ملكوت السموات و الارض » . و به نزديك اهل حكمت دنيا هم دو معنى دارد يكى خاص و يكى عام آنچه خاص است بنفس هر كسى تعلق دارد و آنچه عامست بنفس عالم تعلق دارد و آنچه خاصست ظاهر هر كسيست يعنى جسم هر كسى دنياى ويست و روح هر كسى آخرت وى . و آنچه عام است ظاهر عالم است يعنى عالم اجسام دنياست و عالم ارواح آخرتست . اين بود بيان دنيا و آخرت .

--> ( 1 ) - توبه 100 / 22