عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
201
كشف الحقايق ( فارسى )
رسد قرار كارها و انديشه در چيزها چنان مىكنند كه مگر هميشه بر اين حال خواهند بود . اى درويش عالم مثل درياست كه هر ساعت موجى برمىآرد پيدا باشد كه بقاى موج چند بود و آن عزيز از سر همين نظر فرموده است : بيت : به يك ساعت به يكلحظه به يكدم * دگرگون مىشود احوال عالم « 1 » فصل در بيان بهشت و دوزخ بدانكه دوزخ صفات و اخلاق بد و صحبت ناموافق است و بعضى گفتهاند كه دوزخ جهل و تفرقه است و بهشت علم و جمعيت و آزادى است . و بعضى گفتهاند كه دركات دوزخ دو است يكى آنكه چيزى كه بايد باشد نباشد دوم آنكه چيزى كه نبايد كه باشد باشد . و درجات بهشت هم دو است يكى آنكه چيزى كه بايد باشد باشد دوم آنكه چيزى كه نبايد كه باشد نباشد و بعضى گفتهاند دركات دوزخ هفتست : مرض و خوف و بىچيزى از آنچه ما لا بد است و طلب هر چيز كه باشد و پيوند با هر چيز كه باشد و اخلاق بد و صحبت بداخلاقان اين هفت چيز دركات دوزخست و حرص و طمع مالكان دوزخند . و درجات بهشت هشتست : صحت و امن بودن و داشتن آنچه ما لا بد است و ترك طلب و آزادى از هر چيز كه باشد و اخلاق نيك و صحبت نيكاخلاقان . اين هشت چيز ( كذا ) درجات بهشتست و رضا و قناعت خازنان بهشتند . فصل چون مبدأ و معاد اين چهار طايفه را دانستى اكنون بدان كه غرض جمله آنست كه تا آدمى به حقيقت حقيقت خود را بشناسد و عاقبت كار خود را بداند و از غم فضولات و چيزهايى كه با وى نخواهند ماند خلاص يابد و آسوده گردد و
--> ( 1 ) - از آن جانب هميشه جود و تكميل * و از اين جانب بود هر لحظه تبديل چو دريائيست وحدت ليك پرخون * كز او خيزد هراسان موج مجنون