عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
189
كشف الحقايق ( فارسى )
و اينچنين كه در علم دانستى در عدل و ظلم و سخا و بخل و تقوى و فسق همچنين مىدان . سيم - آنست كه چون در قالب چندين نفوس جمع آيند در ميان ايشان امتياز نباشد و كار جمله يكى باشد و آن طلب كمال است از جهت آن امتياز نباشد كه امتياز نفوس به قالبست و چون قالب يكى بود امتياز نفوس نباشد و در اين قالب چون يكنفس كامل شود و بعالم خود بازگردد جمله را همراه خود ببرد . و بعضى گفتهاند كه معنى شفاعت اينست . فصل « 1 » بدانكه مىگويند كه در آخرت عالم افلاك و انجمست قالب انسان از جهت آنكه در اول و آخر يكيست اما باعتبار آمدن در اول گفتند و باعتبار بازگشتن در آخر گفتند پس هر كرا كه ( ؟ ) بعالم افلاك و انجم رسيد امكان بازگشتن نباشد اما از عالم انسانى امكان بازگشتن هست . پس اگر نفس جزوى در قالب انسانى كمال خود حاصل كرد بعد از مفارقت بعالم افلاك و انجم بازگردد و اگر كمال خود حاصل نكرد بعد از مفارقت بعالم حيوانى رود تا صفت كدام حيوانى بر وى غالب باشد در صورت آن حيوان حشر شود مانند اشتر و گاو و سگ و گربه و امثال اين اما از حيوانات فرونگذرد و در قالب حيوانات از قالبى ديگر ( كذا فى المتن - شايد : از قالبى به قالبى ديگر ) حشر مىشود تا آنگاه كه به قدر گناه عذاب كشد و به قدر گناه عذاب يابد اينست معنى : كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ « 2 » آنگاه باز به مرتبه انسان آيد . باب بدانكه بعضى مىگويند كه از عالم حيوانات فروگذرد و بعالم نباتات حشر شود اينست معنى : لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ « 3 »
--> ( 1 ) - در نسخه آستانه اين فصل عنوان مستقل ندارد و مطالب آن دنباله فصل پيش است ( 2 ) - نساء 56 ( 3 ) - اعراف 40