عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
مقدمهء مصحح 18
كشف الحقايق ( فارسى )
عده صفحات اين نسخه دويست و هفتاد صفحه است كه در اين ميان صفحه سىام سفيد مانده و كاتب بر روى اين صفحه كلمه ( بياض ) را شخصا نوشته است . سطور بر روى صفحه بنحو « چليپائى » تحرير شده و باختلاف در هر صفحه از چهارده تا هيجده سطر گنجانيده شده است . جنس كاغذ آن صيقلى آهارمهره متوسطيست و رنگ آن از صفحه ( 1 ) الى صفحه ( 111 ) و از صفحه ( 176 ) الى صفحه ( 270 - آخر كتاب ) سفيد كاهى و از صفحه ( 112 ) تا صفحه ( 131 ) و از صفحه ( 140 ) تا صفحه ( 147 ) و از صفحه ( 156 ) تا صفحه ( 175 ) صورتى و صفحات ( 132 ) الى ( 139 ) و از ( 148 ) الى ( 155 ) زرد است . عناوين فصول و ابواب و عنوان شعر يا ( بيت ) با مركب قرمز نوشته شده است و بر بالاى عبارات عربى اعم از آيات مباركات و احاديث شريفه و كلمات بزرگان و غيره نيز خطى قرمز كشيده شده است . با آنكه نسخه در يكى از بلاد عرب زبان نوشته شده است ولى به خوبى پيداست كه ( محمد صادق ناظم تبريزى ) كاتب آن به كلى از عربيت فصحى و حتى از قرائت و يا كتابت صحيح آيات شريفه عارى و بىبهره بوده است زيرا مستمرا عبارات عربى را بصور ناصواب و غلط نوشته است و ظاهرا بدون آنكه معانى آن را بفهمد آن را از نسخه مرجع و مستند خود بنحو ( نقاشى ) بر اين نسخه منتقل كرده است و عند الاقتضا به مضمون داستان عاميانه مشهور ( شدرسنا ) بزعم خويش از اصلاح بعضى كلمات كه به نظر او غلط مىآمده است دريغ نورزيده است . اسامى چند نفر كه در طول سيصد و پنجاه سالى كه از كتابت اين نسخه مىگذرد مالك آن بودهاند بخطوط مختلف بر پشت صفحه اول كتاب و صفحه سفيدى كه ميان صفحه اول و جلد كتاب قرار دارد نگاشته شده است و از جمله خود كاتب نيز نوشته است كه : مالكه الخادم صادق الناظم . از آنجا كه ميان نسخه اساس با تمام منقولاتى كه مرحوم « موله » از نسخ موجوده در اسلامبول نقل كرده موافقت كامل موجود است مىتوان گفت اين نسخه از لحاظ اعتبار مشابه همان نسخ است . اين نسخه را اينجانب تقريبا دوازده سال پيش از اين در « من يزيد » ى كه در يكى از كتابفروشىهاى تهران انجام گرفت ابتياع كرد و چندى پيش نيز عين آن را به كتابخانه دانشكده ادبيات طهران تقديم داشت . مجملى از احوال شيخ عزيز نسفى با همه تأليفات و آثارى كه نسفى از خود به يادگار گذارده است و اين آثار او را يكى از مبرزترين و پركارترين مؤلفان قرن هفتم مىنماياند بااينهمه اين مرد بزرگ همچنان مجهول القدر و گمنام و بىنشان مانده است و به معروفيت و اشتهارى كه اقران و نظراء او و حتى كسانى كه در تصوف و يا نويسندگى در رتبه پائينتر او قرار دارند رسيدهاند