عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
130
كشف الحقايق ( فارسى )
معنى طريق سلوك سالكان كه گفته شد اگر از روى الفاظ مختصر گفته شد اما مختصر بافايده است يعنى اگرچه به صورت كوتاه بيان كرده آمد اما از روى معنى هيچ نماند كه گفته نشد هرچه ديگران در كتب مطول شرح دادهاند آن جمله را ( كذا ) درين چند خط معدود گفته شد . اى درويش هر كه در اين بيست سال كه وقت سلوكست كارى كند و عمر ضايع نكند اگر از اهل شريعت باشد و در خدمت استاد كامل بود هيچ علمى از علوم ظاهر نماند الا كه بر آن واقف شود . و اگر از اهل طريقت باشد و در صحبت شيخ كامل بود هيچ علمى از علوم حقيقى نماند الا كه بر آن مطلع شود . پس هر كه از اهل شريعت بود و در اين بيست سال كه وقت سلوكست بمنصب قضا يا بمنصب تدريس مشغول شود بدبخت شد و دوزخى گشت و هر كه بوى پيوندد او هم بدبخت و دوزخى گردد و هر كرا استعداد باشد و در اين بيست سال كه وقت سلوكست در خدمت استاد كامل يا در خدمت شيخ مكمل كار كند و عمر خود ضايع نكند و به اين بيست سال بر اين حال بگذرد و آنگاه اگر بمنصب قضا يا بمنصب تدريس مشغول شود بجاى خود باشد و اگر بشيخى يا به واعظى مشغول شود هم بجاى خود باشد و اگر بعد از چهل سال باوجود استحقاق ترك اين جمله كند كمال باشد . اگر فهم نكردى روشنتر بگويم : فصل بدانكه چون فرزند از مادر در وجود آيد تا به پنج سال او را هيچ كارى نباشد الا خوردن و خفتن و بازى كردن و چون از پنج سال درگذرد بايد كه او را بدبيران فرستند و كتابى كه معتقد و امام آن قومست تعليم او كنند تا الفاظ آن را حفظ كند و خطى كه مصطلح ايشانست بياموزد و بنويسد و بخواند تا بده سال و چون از ده سال بگذرد بايد كه حرفت بياموزد تا سبب رزق و معاش وى گردد تا به پانزده سال و چون از پانزده درگذرد بايد كه علم اعتقادات و عبادات و معاملات كه فرض عين باشد بياموزد تا به بيست سال .