عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

126

كشف الحقايق ( فارسى )

هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا « 1 » و كمال بلوغ ايقان « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » . و كمال بلوغ عيان معتق العباد و مقطع التعلقات يعنى كمال بلوغ عيان حريت است . و حريت آزادى و قطع پيوند است پس كمال آدمى بلوغ و حريتست . فصل بدانكه بعضى از اهل تصوف گفته‌اند كه كمال پيش از سلوك ممكن است و بعضى خود چنان مبالغت مىكنند و مىگويند كه جمله انبيا را كمال پيش از سلوك بوده است . و ديگر مىگويند كه بعضى از مشايخ را كمال پيش از سلوك بوده است . و از اينجا مىگويند كه اصحاب كمال چهار طايفه‌اند سالك غير مجذوب و مجذوب غير سالك و سالك مجذوب و مجذوب سالك . و بعضى مىگويند كه كمال بىسلوك نباشد و جمله اوليا و انبيا را كمال پيش ( كذا - ظ : پس ) از سلوك بوده است . و اين طايفه مىگويند كه طايفه اول در اين سخن از آن غلط كرده‌اند كه مگر سلوك آنست كه يكى مريد شود و همه روز روزه دارد و در خانه تاريك نشيند و همه روز لا إله الا الله گويد اى درويش اين‌ها سلوك نيست اين‌ها شرائط سلوكست اگر سلوك با اين شرائط باشد به مقصود رساند و اگر بىاين شرائط باشد دير به مقصود رساند . سلوك طلب است و طالب شايد كه در خانقاه باشد و شايد كه در كليسيا بود و شايد كه در پادشاهى بر تخت باشد پس هر كه طالبست سالكست اما سلوك بعضى با شرائط باشد و سلوك بعضى بىشرايط . غرض ما از اين سخنها آن بود كه تصوف چهار مرتبه دارد اول ارادت با شرائط دوم خدمت با شرائط سيم سلوك با شرائط چهارم صحبت با عزلت با شرائط عزلت . باب در بيان ارادت و شرائط ارادت به نزديك اهل لغت « مريد » آنست كه او را ارادت باشد و به نزديك اهل

--> ( 1 ) - انفال 2