عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
122
كشف الحقايق ( فارسى )
فصل بدانكه خدمت بىارادت قالبى باشد بىجان و قالب بىجان قدرى و قيمتى ندارد و از اينجا گفتهاند كه « اندكى ارادت بسيار است و بسيارى خدمت اندك است » و خدمت بمال باشد و بتن هم باشد و به اكرام نوع كه كردهايد بايد كه آن را فراموش كند و من بعد هرگز با هيچكس ذكر نكند نه به زبان و نه بدل كه اگر بعد از خدمت روزى بدل بگذراند منت بر آنكس نهاده باشد و اگر به زبان بگويد اذيتى بر آنكس رسانيده بود و هر دو مبطل اخوتاند اين است معنى « لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى » « 1 » اى درويش خدمت كردن بمثابت شخم انداختن است ( كذا - ظ : تخم انداختن است ) و فراموش كردن بمثابت خاك پوشانيدن است پس اگر كسى تخم اندازد و به خاك نپوشاند عمر و مال را ضايع و باطل كرده باشد و ديگر بدانكه قدر خدمت هر كسى به قدر مخدوم آنكس آن باشد يعنى مخدوم هر كرا قدر و منزلت به حضرت حق تعالى زيادت بود خدمت وى را هم زيادت بود آخر نمىبينى كه در ميان اهل دنيا يكى خدمت پادشاه مىكند و يكى خدمت وزير مىكند و يكى خدمت دربان مىكند و قدر و مرتبت هر كس بر قدر و مرتبت مخدوم ويست در ميان اهل آخرت نيز همچنين ميدان و پادشاه اهل آخرت علماى باعمل و فقراى باتقوىاند و اگر يكتن هم عالم باعمل و هم فقير باتقوى باشد ملكالملك باشد پس اگر كسى را اين دولت دست دهد و اين سعادت روزى نمايد كه يك نوبت در عمر خويش كوزه آب بدست اين چنين كس دهد فاضلتر از آن باشد كه تمام عمر را در خدمت ديگران صرف كند و فاضلتر از آن باشد كه هزار دينار سرخ به ديگران دهد و فاضلتر از آن باشد كه صد حج پياده بگزارد . فصل بدانكه عزلت با صحبت بعد از سلوك بجاى خود باشد كه عزلت و صحبت كار اهل دلست و كمال هر چيز و هر كس بعد از سلوك باشد از جهت اينكه سلوك
--> ( 1 ) - بقره 266