عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
120
كشف الحقايق ( فارسى )
آن عزيز ديگر گفته است : بيت : تو خود را در حجاب خويش مگذار * حجاب خود « 1 » توئى از پيش بردار و لفظى كه هر سه معنى را شاملست طلب باشد كه تحصيل بىطلب نباشد « 2 » و نفى و اثبات هم بىطلب نباشد پس سالك طالب و سلوك طلب باشد اگر فهم نكردى روشنتر بگويم : بدانكه سلوك بر دو نوعست : يكى بطريق تحصيل و تكرار است و اينها سالكان كوى شريعتاند و يكى بطريق رياضت و اذكار است و اينها سالكان كوى طريقتاند . سالك آنست كه هر روز چيزى بگيرد ياد و يكى آنست كه هر روزى چيزى فراموش كند در يك طريق وظيفه آنست كه هر روز چيزى از كاغذ سپيد سياه كند و در يك طريق آنست ورد ايشان كه هر روز چيزى از دل سياه سپيد كند . و بعضى گفتهاند كه حرفت كحال بياموزيم و چشمهاى خود را بكحل جواهر و شياف « 3 » روشنائى ( كذا فى النسخ - ظ : روشنايا ) علاج كنيم تا نور چشم ما تيزبين و دوربين گردد تا هرچه در عالم موجودات است ببيند . و بعضى گفتهاند كه صناعت صيقلى بياموزيم و آينه دل خود را بمصقل مجاهده و رياضت جلا دهيم تا دل ما شفاف و عكسپذير شود تا هرچه در عالم موجوداتست عكس آن در وى پيدا آيد . بعضى چشم دل را دوربين و تيزبين كردند تا نامهء نانوشته را برخوانند و بعضى گوش دل را تيزشنو و دورشنو كردند تا سخن ناگفته را بشنوند و ما درين رساله از اين دو طريق اين طريق آخر را بيان خواهيم كرد . فصل « 4 » در بيان اهل تصوف و در بيان سلوك و آنچه تعلق بسلوك دارد بدانكه بعضى گفتهاند كه اسم صوفى از صوف گرفتهاند كه صوف لباس ايشانست . و بعضى گفتهاند كه اسم صوفى را از صفوت گرفتهاند كه صفوت صفت ايشانست . و بعضى ديگر گفتهاند كه « تصوف خدمت است بىمنت » و بعضى
--> ( 1 ) - حجاب تو توئى ( 2 ) - و مجاهده بىطلب نباشد ( 3 ) - و معان و بيان روشنائى ! ! ( مجلس ) ( 4 ) - باب اول