عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
116
كشف الحقايق ( فارسى )
كردند و گنگ و كر و كور گشتند و آن عزيز از سر همين نظر فرموده است : ع : گنگست و كر و كور هر آن كش بشناخت . فصل بدانكه غرض و مقصود از اين جمله آن بود كه زمان و مكان را و مزاج و طالع را اثرى قوى و خاصيتى تمامست در صفات و خاصيت انسان در مبادى . بدانكه آن زمان كه نطفه در رحم مادر مىافتد و آن زمان كه صورت فرزند پيدا مىآيد و آن زمان كه حيات به فرزند مىپيوندد و آن زمان كه فرزند از رحم مادر بيرون مىآيد اثرى و خاصيتى تمام دارد در صفات فرزندى مانند صحت و مرض و حذاقت و حماقت و كياست و بلادت و اخلاق نيك و بد و درازى و كوتاهى عمر و فراخى و تنگى روزى و عزت و خوارى و توانگرى و درويشى و سعادت و شقاوت . اينست معنى : « السعيد من سعد فى بطن امه و الشقى من شقى فى بطن امه » و اينست معنى : « فرغ الرب من الخلق و الخلق و الرزق و الاجل » . و غذاى حلال و حرام را و صحبت نيكان و بدان را هم اثرى قوى و خاصيتى تمام است در صفات انسان بعد از مبادى رياضات و مجاهدات را هم اثرى قوى و خاصيتى تمام است در صفات و خاصيات انسان . فصل چون معلوم كردى كه زمان و مكان و اخوان ( كذا فى المتن و فى النسخة الأستانة - شايد : احوال - يا - خوان ) و غذا را اثرى قوى و خاصيتى تمام است در صفات و خاصيات انسان در مبادى و بعد از مبادى اكنون بدان كه بعضى از صفات و خاصيات انسان فطرى و ذاتى بود و بعضى از صفات و خاصيات انسان عارضى و غير ذاتى بود يعنى آنچه از خاصيت غذا و صحبت و رياضات و مجاهدات باشد عارضى و غير ذاتى بود . پس از اين جمله لازم آيد كه بعضى از صفات و خاصيات انسان ممتنع الزوال باشد و بعضى از خاصيات و صفات انسان ممكن الزوال بود .