عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

111

كشف الحقايق ( فارسى )

آن استعداد و قابليت ايشان مضاعف مىگردد از جهت آنكه خاك از خشكى خود به آب مىدهد و آب از ترى خود به خاك و از ميان هر دو چيزى پيدا مىشود كه نه خاكست و نه آب . اكنون بدان كه چون آتش و هوا و آب با خاك بياميزد و امتزاج تمام يابند و اجزاى عناصر به‌غايت خورد باشند تا مساس بعضى با بعضى حاصل شود و صورت هر يكى در ماده ديگرى اثر كند تا قوت هر يكى شكسته گردد هرآينه ازين جمله كيفيتى متشابه الاجزا حادث شود هم در اجسام عناصر و هم در طبايع عناصر پس آن كيفيت حادث را كه در اجسام است مزاج گويند و آن كيفيت حادث را كه در طبايعست روح خوانند و اين مزاج باجسام عناصر نمايد زيرا كه ممتزج از هر چهارست پس غير هر چهار باشد . چون اين مقدمات دانستى كه مزاج با روحست و روح با مزاجست و امكان ندارد كه مزاج بىروح و روح بىمزاج باشد اكنون بدان كه مزاج در قسمت اول بر دو قسمست از جهت آنكه مزاج در قسمت اول از دو حال بيرون نيست يا معتدل حقيقى باشد يا غير معتدل حقيقى و معتدل حقيقى را در خارج وجود نيست از جهت آنكه مكانى غير اين امكنه اربعه نيست يعنى در ميان اين امكنه مكانى مشترك نيست . باز غير معتدل بر سه قسم است زيرا كه مزاج غير معتدل از سه حال بيرون نيست يا قريب باشد باعتدال يا بعيد يا متوسط ميان هر دو و در روح نيز همچنين مىدان . پس اگر اين مزاج و روح حادث بعيدند از اعتدال جسم نبات و روح نباتى پيدا شوند و اگر متوسط ميان هر دو جسم حيوان و روح حيوانى پيدا شوند و اگر قريب‌اند باعتدال جسم انسان و روح انسانى پيدا شوند . اينست بيان مبدا جسم نبات و روح نباتى و جسم حيوان و روح حيوانى و جسم انسان و روح انسانى . و چون هر يك از اين‌ها به نهايت و كمال خود رسند باز بازگشت هر يكى