عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
107
كشف الحقايق ( فارسى )
چنان باشند كه هر چيز كه خواهند كه در عالم كون و فساد بباشد هرآينه آن چيز بهمت و خواست ايشان بباشد مانند صحت و مرض و موت يكى و مانند آن كه يكى را از عمل معزول گردانند و عمل دهند و مانند درويشى و توانگرى و مانند آنكه در عالم برف آيد و باران يا با يكى عداوت يا محبت پيدا آيد و امثال اين . اينست معنى معجزه و كرامات و سحر و استدراج و سبب هر چهار يك چيزست اما در هر محلى نامى دارد . و بعضى از آدميان باشند كه هرچه در عالم واقع خواهد كه شود پيش از وقوع آن چيز ايشان آن را در خواب بينند و بعضى باشند كه در بيدارى هم بينند به چند نوع باشد : يا صورتى در خارج مصور شود با ايشان از احوال گذشته و آينده حكايت كند يا بر دل ايشان خود نقش پيدا آيد اينست معنى وحى و الهام و خاطر و فراست و سبب هر چهار يكيست اما در هر محلى نامى دارد . و بعضى از آدميان باشند كه افعال و اقوال ايشان همه نيك باشد و از افعال و اقوال ايشان هرگز رنجى و آزارى به كسى نرسد بلكه همه آسايش و راحت رسد اينست معنى معصوم و محفوظ . و بعضى آدميان باشند كه افعال و اقوال ايشان همه بد باشد و از افعال و اقوال ايشان هرگز آسايش و راحتى به كس نرسد بلكه همه رنج و آزار رسد اينست معنى ملعون مردود و اين كس اگرچه به صورت انسان باشد اما در معنى وجود شيطان باشد . وقتى اين بيچاره در بخارا بود روزى شيخ سلمه الله تعالى با اصحاب بصحرا مىرفتند و اين بيچاره نيز موافقت كرد چون بصحرا رفتيم اين بيچاره در آن جماعت از چند كس برنجيد و از بيرون آمدن پشيمان شد چون شب در آمد حضرت رسول ( ص ) را در خواب ديدم فرمود كه يا عزيز ديو اعوذخوان و شيطان لاحولگوى را مىشناسى ؟ گفتم يا رسول الله اكنون شناختم فرمود كه علامت شناخت آن باشد كه از ايشان برحذر باشى . و اين كه گفته شد كه اثر خاصيت زمان و مكانست اين جمله و هيچيك از اين جمله كمال آدمى نيست اينها از فضايلست در هر كه از اينها باشد نسبت بهآنكس كه نباشد او را بر وى فضلى باشد و اين فضل اگر در آدمى كامل باشد فضل محمود باشد و اگر در آدمى