عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
104
كشف الحقايق ( فارسى )
نبوت آنست كه از ديدن مردن بميرد و از بند عجب آزاد شود و اين حريت انبياست و پيغمبر ما سرور انبيا از اينجا فرمود كه « الفقر فخرى » . و درجه سيم آنست كه از خود بميرند و خود را فراموش كنند و از بند خود آزاد شوند و اين حريت اولياست و اينست كه مهتر اوليا و سرور علما فرمود كه : « موتوا قبل ان تموتوا » . اى درويش اينجا سرحد آنست كه سالك از دوزخ خلاص يافت و به بهشت رسيد و آن عزيز از سر همين فرموده است : شعر : بمير اى دوست پيش از مرگ اگر مى زندگى خواهى * كه « ادريس » از چنين مردن بهشتى گشت پيش از ما و اين درجات حريت مقام راضيانست هر كه راضى شد آزاد گشت و به بهشت رسيد و هر كه راضى نيست هنوز در بندست و بنده است و در دوزخ است پس راضى آن كسست كه از هرچه هست و هر كه هست بميرد و آزاد شود و از خود نيز بميرد و آزاد شود و مقام حريت پيش از مقام بلوغ امكان ندارد كه باشد يعنى مقام رضا پيش از دانش كسى را ميسر نشود و اين مقام كسى را ميسر و مسلم شود كه در علم به نهايت رسد و بتحقيق بداند كه ميان دانا و نادان تفاوتى نيست كه هر كس به چيزى بار دارند و از هر كس چيزى ميزايد و بر سر هر كس چيزى مىگردد و هيچكس را از حقيقت بار خود و از حقيقت زاده خود و از حقيقت عوارض و حوادث خود خبر نيست چنان كه چشم را از چشمى خود و گوش را از گوشى خود و سر را از سرى خود خبر نيست و هر كس و هر چيز استعداد كارى دارند اگر خواهند و اگر نخواهند . اگر فهم نكردى روشنتر بگويم . فصل بدانكه از جهت آن تفاوت نيست كه هيچكس از مقام خود راضى نيست پس اگر نادانست چيزى مىطلبد و اگر داناست هم چيزى مىطلبد بلكه زياده و اگر درويش است چيزى مىجويد و اگر توانگرست هم چيزى مىجويد بلكه زياده و اگر رعيت و اگر پادشاه كه همه خواهانند اين تفرقه و پراكندگى از جهت