عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
96
كشف الحقايق ( فارسى )
چنان كه هيچ تفاوتى نيست ميان سر آدمى و آن ميوه و بعضى درختان ديگر هستند كه ميوه ايشان همچون صورت انسانست اما حس و حركت اختيارى و نطق ندارند و پيوند اين درخت بر سر اين صورتست و اين صورت همچون كدو از درخت آويخته است جمله اعضاى انسان به روى ظاهر و پيداست چنان كه اگر كسى اول آن صورت را ببيند گمان برد كه آدمى برهنه كردهاند و از آن درخت آويختهاند و از اين صورتها بعضى به صورت مرد باشد و بعضى به صورت زن و بهغايت خوبصورت باشند چنان كه بعضى كسان كه به آن موضع رسند و ايشان را مشاهده كنند از غايت خوبى كه دارند شهوت درين كسان حركت كند و با ايشان نزديكى و صحبت كنند و اين درختان را واقواق گويند . پس اگر اين درختان كه گفته شد در موضعى باشند و هواى آن موضع باعتدال نزديك باشد و به زير خط معدل النهار نزديك بود اين صورت هم باعتدال نزديك باشد البته حس و حركت اختيارى در وى پيدا شود و از مرتبه نبات به مرتبه حيوان آيد حيوانى باشد بر صورت آدمى اما سخن نتواند گفت و ازين صورتهاى بىنطق كه به صورت آدمى مىمانند در جزيرهها و كنارهاى دريا هستند كه معتمدان ديدهاند و اين صورتها را نسناس خوانند . باز اگر اين صورتهاى بىنطق كه گفته شد در موضعى باشند كه هواى آن موضع باعتدال نزديك باشد و به زير خط معدل النهار نزديك چنان كه سرانديب است چنان كه مىگويند كه آدم بهآنجا فرود آمد و آن موضع را قدمگاه آدم گويند . و آن موضع باعتدال نزديكست چنان كه حكايت مىكنند كه در آن موضع درخت بچهل روز كامل مىشود چون درخت سيب و انار و انگور و به بيست روز خربزه و خيار مىرسد در اين موضع آن صورتها را كه نسناس گويند اگر باعتدال نزديك باشند البته در ايشان نطق پيدا آيد و از مرتبه حيوان به مرتبه انسان رسند . پس اينكه مىگويند كه آدم به آن موضع فرود آمده است راستست يعنى در آن موضع به آن مرتبه رسيده و از مرتبه حيوان به مرتبه انسان پيوسته و اول