عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
93
كشف الحقايق ( فارسى )
خالى و صافى گرداند و از علايق و عوايق پاك و مطهر گردد هر چيز كه در عالم حادث شود پيش از وقوع آن چيز او را خبر شود يعنى برياضات و مجاهدات روح نفسانى وى در اعتدال همچون جوهر فلك گردد و نفس ناطقه وى در تجرد و انقطاع همچون نفس فلكى شود پس بمناسبت كه ميان نفس ناطقه و نفس فلكى پيدا آيد از نفس فلكى در نفس ناطقه وى چيزها پيدا آيد همچنانكه دو آينه صافى كه مقابله يكديگر باشند اما هر چيز كه پيدا آيد كلى باشد و در نفس ناطقه بطريق كل پيدا آيد نفس ناطقه با متخيله بطريق جزوى حكايت كند و از متخيله بحس مشترك نزول كند و چون بحس مشترك نزول كرد محسوس اين كس گشت و تفاوت نكند ميان آنكه از بيرون چيزى بحس مشترك رسد و از اندرون يابد و از جهت اين معنى او را حس مشترك گويند كه از هر دو طرف ادراك مىكند . پس هرك را مزاج دماغ به سلامتتر باشد و قوت متخيله و حس مشترك وى صافىتر بود از تعلقات خبر او راستتر و درستتر باشد مانند خواب كه هم خواب از اين قبيلست و وحى بعضى انبيا در خواب بوده است . اينست معنى الهام و وحى كه گفته شد . و بعضى از مبتديان باشند كه چون حال برايشان پيدا شود و چيزى كه معلوم ايشان نبوده باشد ناگاه معلوم شود چنين گمان برند كه مگر از بيرون مىشنود و آن را آواز هاتف نام نهد . فصل در بيان كرامت و معجزه بدانكه ظهور كرامت و اظهار معجزه كاريست خارق عادت و اين بنا برآنست كه چون نفس قوى و كامل اراده چيزى كند در عالم كون و فساد آن اراده وى سبب حادث باشد در عالم كون و فساد از جهت آنكه بىهيچ شكى اراده نفس ما سبب است مر حوادث را در قالب ما پس شايد كه نفسى قوى و كامل افتد كه نسبت او در عالم كون و فساد همچنان باشد كه نسبت ما بقالب پس اراده