عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
83
كشف الحقايق ( فارسى )
فصل « 1 » در سخن اهل حكمت در بيان انسان و آنچه تعلق به انسان دارد بدانكه اهل حكمت مىگويند كه امكان ندارد كه انسان بىمادر و پدر بوجود آيد اما لازم نيست كه مادر و پدر انسان هم از نوع انسان باشد زيرا كه انسان و جمله مواليد را مادر و پدر عناصر و افلاكند آخر نمىبينى در خاك و آب و هوا و و سركه و گوشت چندين نوع حيوانات پيدا مىآيند كه مادر و پدر ايشان از نوع ايشان نيست و بعضى حيوانات هستند كه ايشان را خلق الساعة مىگويند و مادر و پدر ايشان هم از نوع ايشان نيست . و معتمدان نقل مىكنند كه در ساحل بحر كه جوار هند است كه آن را ولايت ( معد شوى ؟ « 2 » ) گويند و در آن ولايت در شهرى از شهرها هر سال در وقت معين باران بسيار آيد و در آن باران چيزها آيد مانند شش گوسفند و از آن چيزها زنبور عسل پيدا شود . پس هر سال كه از آن چيزها بسيار آيد اهل آنجا شادى كنند از آنكه دانند كه در آن سال عسل بسيار خواهد بود . پس معلوم شد كه لازم نيست كه مادر و پدر حيوانات هم از نوع ايشان باشد و انسان يك نوعست از انواع حيوانات پس انسان را هم لازم نباشد كه مادر و پدر هم از نوع وى بود . اى درويش آدم و حوا در ارض و سما چهار نوعست زيرا كه آدم عبارت از چيزيست كه به نسبت علوى و مصدر فيض و اثر باشد و حوا عبارت از چيزيست كه به نسبت سفلى و قابل فيض و اثر باشد و ارض و سما همچنين ميدان اينست معنى : ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ « 3 » فصل در بيان مبدأ قالب انسان چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدان كه چون آتش و هوا و
--> ( 1 ) - باب ( 2 ) - كذا در نسخه آستانه و مجلس ( 3 ) - قلم 1 - 2