عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

68

كشف الحقايق ( فارسى )

اى درويش يكى را طعمه گوناگون باشد و اشتها نبود و يكى را اشتها باشد و طعام نبود و يكى را طعمه و اشتها باشد درد معده و درد دهان باشد و يكى را اشتها و اطعمه باشد و درد دهان و معده نباشد اما چندانش بخل باشد كه چيزى نيارد خوردن همه روز در رنج حاصل كردن باشد و نگاه داشتن از جهت ديگران . اى درويش چون معلوم كردى كه گل اين وجود بىخار نيست و نوش بىنيش و ديگر دانستى كه در همه كارها مكافات و مجازات خواهد بود طلب خوشى مكن تا ناخوش نباشى و هيچ‌كس را ميازار تا آزرده نباشى . رباعى : راحت مطلب دلا اگر مىشنوى * در مزرعه خود آنچه كشتى دروى القصه از اين قضيه رمزى بشنو * آزار كسى مكن كه آزرده شوى تمت الرسالة بعون اللّه « 1 »

--> ( 1 ) - و حسن توفيقه