عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
76
زبدة الحقايق ( فارسى )
كه جوهر اول [ كه تخم ] عالم كبير [ است ] هيولاى اول است . فصل بدان ، كه هيولى جوهرى است كه قابل صور و اشكال است . و هيولى چهار قسم است . مثلا آهن و چوب جوهرند و قابل چندين صور و اشكالند . و اين يك قسم است از اقسام هيولى . و نطفه و حبه ، جوهرند و قابل چندين صور و اشكالند و اين يك قسم ديگر از هيولى . و عناصر جوهرند و قابل چندين صور و اشكالند و اين يك قسم ديگر است از اقسام هيولى . هيولاى اول جوهر بسيط است و قابل چندين صور و اشكال است . ذات عالم كون و فساد [ است ] و ذات عالم بقا و ثبات است . هر چيز كه در عالم غيب و شهادت موجود است . « 1 » همه « 2 » صور و اشكال هيولاى اولند . و اين هيولاى اول است كه عالم جبروت است . و عالم جبروت ، مبدأ ملك و ملكوت است و بر ملك و ملكوت عاشق است ، از جهت آنكه در ملك و ملكوت جمال خود را مىبيند و صفات و اسامى خود را مشاهده مىكند . باز ملكوت بر ملك عاشق است به همين معنا « كه » ملك مظهر ملكوت است ؛ و ملك و ملكوت مظهر جبروتند . و اين هيولاى اول كه عالم جبروت است بعضى از صور و اشكال « را » چون قبول كرد « منبعد » هرگز رها نكرد و رها نخواهد كرد . و آن صور و اشكال عالم است كه عالم بقا و ثبات است . و بعضى از صور و اشكال را چون قبول كرد « 3 » منبعد « 4 » رها مىكند « و باز قبول مىكند » پيوسته « 5 » اين چنين كرده و [ پيوسته اين چنين ] خواهد كرد . و آن « 6 » صور و اشكال عالم سفلى است كه عالم كون و فساد است . و اين يك قسم ديگر است از اقسام هيولى . چون اقسام هيولى را دانستى اكنون بدان . كه اهل وحدت مىگويند كه هيولاى اول ذات هر دو عالم است يعنى عالم غيب و شهادت . و اين ذات اول و آخر [ ندارد ] و حد و نهايت ندارد . و قابل تجزى و تقسيم نيست و قابل فنا و عدم نيست [ عالمى است نامحدود و نامتناهى و بحرى است بىپايان و بىكران ] و وجود همه از او است و بازگشت همه به او است . « 7 » بل « 8 » خود همه او است وجودبخش [ هر دو عالم است ] و داراى هر دو عالم است .
--> ( 1 ) . هر چيز كه عالم موجود است در عالم غيب و عالم شهادت . ( 2 ) . جمله . ( 3 ) . مىكند . ( 4 ) . و باز . ( 5 ) . هميشه . ( 6 ) . از . ( 7 ) . بدوست . ( 8 ) بلكه