عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

56

زبدة الحقايق ( فارسى )

باشد » . چون نزديك « 1 » ايشان هرچه است به علم و ارادهء « 2 » حق است ، و امكان ندارد كه بر خلاف [ علم ] و ارادت حق چيزى پيدا آيد . پس جملهء آدميان در اقوال و افعال مجبور باشند . و اين سخن بنا بر آن است كه معلوم تابع علم است يا علم تابع معلوم ؟ و نزديك ايشان « 3 » معلوم تابع علم است . پس هر چيز كه باشد او را مقدارى باشد معلوم . « 4 » كه از آن در نتوانند گذشت . آن‌چنان‌كه خداى در ازل دانسته باشد ، « 5 » چنان « 6 » باشد . و به نزديك اهل حكمت علم تابع معلوم است . پس اقوال و افعال مردم « 7 » را مقدارى معلوم نباشد . تحصيل علم « 8 » و تحصيل مال به سعى آدمى تعلق دارد . هرچند سعى بيش « كنند » ، علم و مال بيش حاصل كند . « 9 » نيكى و بدى كردن و اندك و بسيار خوردن به اختيار وى باشد « 10 » [ هرچند سعى بيش كند بيش يابد ] . و جملهء كارها چنين ميدان كه سخن دراز شد و از مقصود دور افتاديم . « 11 » فصل بدان ، كه روح هركه در مقام ايمان مفارقت كند ، بازگشت او به آسمان اول باشد « 12 » و روح هركه در مقام عبادت مفارقت كند بازگشت او به آسمان دويم باشد . « 12 » و در جملهء مقامات همچنين ميدان . [ يعنى ] هريك « 14 » در هر مقام كه مفارقت كند بازگشت او به اهل آن مقام باشد . و حيفى عظيم باشد كه كسى به مقام اول خود نرسد « و نتواند رسيد » . حال اين نه مرتبه چنين خواهد بود كه گفته شد . اما آنكه در اين قالب به [ مقام ] ايمان نرسد ، بازگشت او به آسمان « اول » نخواهد بود ؛ از هر كدام مرتبه كه باشد . اى درويش ! هركه به مقام ايمان نرسد ، « 15 » و تصديق انبيا و تقليد انبيا نكند ، « 16 » اگرچه صورت آدميان دارد ، معنى « 17 » آدميان ندارد . و از حساب بهايم است بلكه از بهايم فروتر . و بهايم را به عالم

--> ( 1 ) . چه به نزديك . ( 2 ) . ارادت . ( 3 ) . اهل شريعت . ( 4 ) . تعدادى معلوم بود . ( 5 ) . است . ( 6 ) . آن‌چنان . ( 7 ) . آدمى . ( 8 ) . علوم . ( 9 ) . شود . ( 10 ) . به اختيار وى تعلق دارد . ( 11 ) . در جمله كارها همچنين ميدان و الله اعلم . ( 12 ) . خواهد بود . ( 14 ) . هركه . ( 15 ) . نرسيد . ( 16 ) . نكرد . ( 17 ) . صفت و سيرت .