عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
38
زبدة الحقايق ( فارسى )
صوفيه چون مگساناند و در نزد ديگران چون گرگان پرفساد . « 1 » اين تصوير خلاصهاى بود از وضع اجتماعى صوفيان در ارتباط با دنيادارى و حكومتگران . در زمان صفويه كه حكومت شيعى مقتدرى است ، طبيعتا فقها و علماى شيعه نفوذ و قدرت بسيارى در حكومت دارند . از يكسو شعرا از ايران خارج و بيشتر به هند مهاجرت مىكنند و از سوى ديگر فقها از اطراف و بيشتر از جبل عامل به ايران روى مىآورند . شاهان صفوى با علما رابطهء نيكى دارند و جنگهاى ايران و عثمانى باعث مىشود كه جدال عقيدتى و سياسى در اين دوره بين شيعه و سنى دامن زده شود . هم در اين دوره است كه علما به تصوف ، به ويژه از نوع سنتى آنكه عزيز نسفى يكى از شارحين آن مكتب است ، حملات سختى مىكنند . يكى از علماى به نام اين دوره احمد بن محمد معروف به مقدس اردبيلى است كه در كتاب خود - حديقة الشيعة - به تصوف عموما و به تصوف محيى الدين و نسفى خصوصا تاخته است و گفته كه به ضرورت « جلوگيرى از انحراف شيعيان » و صيانت خود « از لجام آتشين و لعنت حضرت رب العالمين » به افشاى انحرافات صوفيان پرداخته است . وى ضمن تقسيمبندى صوفيان به انواع مختلف مثل مباحيه كه « مال و ناموس مردم را بر خود مباح مىدانند و هم وطى خواهر و مادر و پسر و دختر خود را » و حاليه كه مىگويند « از روى شهوت روى پسران و شاهدان ديدن و بوسيدن و بلكه لواط و زنا ثواب است » و تسليميه كه « چون پير خواهد كه با مريد وطى كند ، مريد گردن رضا و تسليم بايد بنهد » . نوعى از تصوف را وحدتيه مىنامد و در مورد آن توضيح مىدهد كه قائلان به اين نكته كفر عميقترى دارند و علت آن « مطالعه كتب فلاسفه و به ويژه افلاطون و اتباع او » مىباشد . و آنان همه چيز را ، حتى « غير مطهرات شرعى » را خدا دانسته و سر سلسله آنان محيى الدين در فص هود مىگويد : « كه جهان صورت خداست و خدا روح جهان است « 2 » » و عزيز نسفى را از پيروان وى قلمداد مىكند . اما در عين حال به نفوذ اجتماعى صوفيان نيز اشاره كرده و گفته است كه : « علماى كمعلم و طالب شهرت خود را صوفى نام كنند كه شايد اين طايفه او را در ميان عوام شهرت دهند » . « 3 » صوفيان در مقابل اين انتقادات سهمگين و حملات سنگين علماى رسمى چون تاب مقاومت نداشتند ، لذا عقبنشينى كرده و منجمله دفاع كردهاند كه اصولا حديقه از كتب مقدس اردبيلى نيست ، بلكه نوشته ملا معز اردستانى است و انتقاد به تصوف
--> ( 1 ) . كشف المحجوب ، هجويرى ، ص 40 . ( 2 ) . العالم صورته و هو روح العالم . ( 3 ) . حديقة الشيعة از ص 558 به بعد .