عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
34
زبدة الحقايق ( فارسى )
از احاديث ، تمتعات حكومتگران را به توجيه مىنشينند . و حتى با جعل روايات ، طغيان در برابر حكومتها را ، و لو آنكه جائر باشند ، جائز نمىدانند . در دورههاى بعدتر صوفيان نيز از اصول اوليه تصوف منحرف گشته و آن آزادگى و حريت و عدم تقيدهاى ابتدايى ، به وابستگى به حكومتها مىانجامد . اگر تصوف در دورههاى اول رشد خود ريشه در شهريان خردهپا دارد ، بعدها حاميانى از فئودالها و حكام مىيابد . خانقاهها جيرهخوار ثروتمندان مىشود و از اوقاف آنان ارتزاق مىنمايد . حكام با خريدن صوفيان بزرگ سعى مىنمايند كه از طريق آنان اعتراضات ستمديدگان را منكوب نمايند . لذاست كه صوفيان بزرگ به كارمندان جيرهخوار حكومتها تبديل مىشوند . خود به ثروتمندان و فئودالهاى بزرگ قلب ماهيت مىكنند . نمونه بگوئيم كه سخن به عبث نرانده باشيم . شاه نعمت الله ولى با سلاطين هند در ارتباط است ، احمد شاه نيز هدايايى جهت وى مىفرستد كه لا بد مال حلال است ؛ ما كه فقيه نيستيم تا اين قسمت را بررسى كنيم ، اما تاريخ مىگويد ماليات يك بار هديه احمد شاه به شاه نعمت الله 70 هزار تومان بوده است كه با وساطت گوهر شاد آغا ، شاهرخ از اخذ آن درمىگذرد . يك بار ديگر هديه شاه هند را سه بخش مىكند ، يك قسمت را به پسرش شاه خليل الله و بخش سوم آن را به شاهرخ مىدهد كه صرف هزينههاى لشكرى نمايد و يك قسمت را نيز صرف آستانه ماهان مىنمايد و خود يك ذرع كرباسى كه بر روى بار مانده برمىدارد كه « ما هم عرقى خشك نماييم » « 1 » و اين همان شاه نعمت اللهى است كه فرموده « نه مرد است آنكه دنيا دوست دارد » و همين حضرت نوه خود را به دربار هند مىفرستد و او داماد سلطان احمد شاه مىشود و نوه ديگر او داماد شاهزاده علاء الدين و به گفته صاحب طرائق با اين وصلت اولاد شاه خليل الله - فرزند شاه نعمت الله - « به اعلى مراتب دنيوى فايز گشته و صاحب اعتبار گشتند » « 2 » و البته يكى از اين دو برادر كه خيال دخالت در امور شاهى و حكومتى دارد ، به دست سلطان كشته مىشود كه « اگر نصايح برادر را شنيده بود و كلام حكمت فرجام قطب زمان را نيوشيده و از زى خويش خارج نگرديده و در امور سلطنتى دخل ننموده به آن مصائب مبتلا نمىشد » . « 3 » اما برادر ديگر كه « سلطنت را در فقر يافته بود » ، ابدا از سلطان « با آن همه ظلم و بيداد » ضررى به حضرتش نرسيد . پادشاه دكن هدايايى نيز به فرزند شاه نعمت الله مىفرستد از جمله ، « تسبيحى صد دانه از لعل و ياقوت و كرسىاى كه پايههاى آن از زمرد مرصع بود » . « 4 » نمونه ديگر : علاء الدوله سمنانى به پيروى از نياكان به خدمت ايلخانان مغول
--> ( 1 ) . طرائق الحقائق ، نايب الصدر ، ج 3 ، ص 13 . ( 2 ) . همان ، 3 / 392 . ( 3 ) . همان ، ج 3 ، ص 103 . ( 4 ) . همان ، ج 3 ، ص 93 ؛ به نقل از تاريخ يزد .