جلال الدين الرومي

84

فيه ما فيه ( فارسى )

نيست تا مسبّب را نبينند و ندانند . همچنان‌كه كسى « 1 » از پس پرده سخن مىگويد پندارند كه پرده سخن مىگويد و ندانند كه پرده بر كار نيست و حجاب است . چون او از پرده بيرون آيد معلوم شود كه پرده بهانه بود . اولياى حق بيرون اسباب كارها ديدند كه گزارده « 2 » شد و برآمد همچنان‌كه از كوه اشتر بيرون آمد و عصاى موسى ثعبان شد و از سنگ خارا دوازده « 3 » چشمه روان شد و همچنان‌كه مصطفى صلوات اللّه عليه « 4 » ماه را بىآلت به اشارت بشكافت و همچنان‌كه آدم عليه السّلام « 5 » بىمادر و پدر در وجود آمد ، عيسى عليه السّلام بىپدر « 6 » و براى ابراهيم عليه السّلام « 7 » از نار گل و گلزار رست الى ما لا نهايه « 8 » . پس چون اين را ديدند و دانستند كه اسباب بهانه است « 9 » ، كارساز دگرست ، اسباب جز روپوشى نيست تا عوام بدان « 10 » مشغول شوند . زكريّا ( عليه السّلام ) « 11 » حق تعالى وعده كرد كه ترا فرزند خواهم دادن . او فرياد كرد كه « من پيرم و زن پير و آلت شهوت ضعيف شده است و زن به حالتى رسيده است كه امكان بچه و حبل « 12 » نيست ؛ يا رب از چنين زن فرزند چون شود ؟ » قالَ « 13 » رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ « 14 » . « * » جواب آمد كه « هان اى زكريّا سر رشته را « * * » گم كردى . صد هزار بار به تو بنمودم « 15 » كارها بيرون اسباب ، آن را فراموش كردى ؟ نمىدانى كه اسباب بهانه‌اند ؟ من قادرم كه درين لحظه در پيش نظر تو صد هزار فرزند از تو پيدا كنم بىزن و بىحبل « 16 » بلكه اگر اشارت كنم در عالم « 17 » خلقى پيدا شوند تمام و بالغ و دانا ، نه من ترا بىمادر و بىپدر در عالم ارواح ، هست كردم و از من بر تو لطف‌ها و عنايت‌ها سابق بود پيش از آنكه درين وجود آيى ؟ آن را چرا فراموش مىكنى ؟ » احوال انبيا و اوليا و خلايق و نيك و بد على قدر مراتبهم و جوهرهم مثال آن است

--> ( 1 ) . اصل : كسى كه ( 2 ) . اصل : گذارده ( 3 ) . ح : دوانزده ( 4 ) . ح : عليه ( 5 ) . ح : ندارد ( 6 ) . ح : و عيسى بىپدر ( 7 ) . ح : ندارد ( 8 ) . ح : و همچنين الى ما لا نهايه ( 9 ) . ح : بهانه‌اند ( 10 ) . ح : به آن ( 11 ) . ح : ندارد ( 12 ) . ح : حمل ( 13 ) . اصل : قال الآيه ( 14 ) . ح : و كانت امراتى عاقرا و قد بلغت من الكبر عتيا الآيه ( * ) سورهء آل عمران آيهء 40 ( * * ) . ح : باز سر رشته را ( 15 ) . ح : نمودم ( 16 ) . ح : حمل ( 17 ) . اصل : عالم در عالم