جلال الدين الرومي

47

فيه ما فيه ( فارسى )

چو خود را صاف بيند بداند كه اوّل من چنين صاف بوده‌ام به يقين و بداند كه آن تيرگىها و رنگ‌ها عارضى بود . يادش آيد حالتى كه پيش ازين عوارض بود و بگويد كه هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ « * » پس انبيا و اوليا « 1 » مذكّران باشند او را از حالت پيشين ، نه آنكه « 2 » در جوهر او چيزى نو نهند 83 . اكنون هر آب تيره كه آن آب بزرگ را شناخت كه من ازويم و از آن ويم ، درآميخت و اين آب « 3 » تيره كه آن آب را نشناخت و او را غير خود ديد و غير جنس ديد پناه به رنگ‌ها و تيرگىها گرفت تا با بحر نياميزد و از آميزش بحر دور تر شود چنان‌كه فرمود فما تعارف منها 84 ايتلف و ما تناكر منها اختلف و ازين فرمود لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ « 4 » ؛ يعنى كه آب بزرگ كه جنس « 5 » آب خرد است و از نفس اوست و از گوهر اوست و آنچ او را از نفس خود نمىبيند آن تناكر از نفس آب نيست قرين بدى است با آب كه عكس آن قرين برين آب مىزند و او « 6 » نمىداند كه رميدن من ازين آب بزرگ و بحر از نفس من است يا از عكس اين قرين « 7 » بد ، از غايت آميزش . چنان‌كه گل خوار نداند كه ميل من به گل از طبيعت من است يا از علّتى كه با طبع من درآميخته است . بدانك هر بيتى و حديثى و آيتى كه به استشهاد آرند همچون دو شاهد و دو گواهست « 8 » واقف بر گواهىهاى مختلف . به هر مقامى گواهى دهند مناسب آن مقام ، چنان‌كه دو گواه باشند بر وقف خانه‌اى و همين « 9 » دو گواه گواهند بر بيع و دكّانى و همين دو گواه گواهند بر نكاحى ، در هر قضيّه كه حاضر شوند بر وفق آن گواهى دهند . صورت گواه همان باشد و معنى ديگر نفعنا اللّه « 10 » و ايّاكم اللون لون الدّم و الرّيح ريح المسك 85 .

--> ( * ) . سورهء بقره آيهء 25 ( 1 ) . پس پيغامبران اوليا ( 2 ) . ح : زانكه ( 3 ) . ح : و آن آب ( 4 ) . سورهء توبه آيهء 128 ( 5 ) . ح : از جنس ( 6 ) . ح : او ( بدون واو ) ( 7 ) . ح : آن قرين ( 8 ) . ح : گواست ( 9 ) . ح : و همچنان ( 10 ) . ح : و نفعنا اللّه