جلال الدين الرومي
360
فيه ما فيه ( فارسى )
شب رفت و حديث ما به پايان نرسيد * شب را چه گنه حديث ما بود دراز ( 348 ) ص 208 ، س آخر ، « يوسف مصرى را الخ » اين حكايت را مولانا در مثنوى ص 85 - 83 به نظم آورده و عوفى در باب شانزدهم از قسم اول شبيه بدان را از ابو على ايوب حاكم فارس كه به جهت المعتمد على اللّه خليفه عباسى 279 - 256 آيينه به هديه فرستاده نقل مىكند . ( 349 ) ص 209 ، س 4 ، « ان اللّه لا ينظر الى صوركم الخ » حديث نبوى و نصّ آن مطابق با صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 11 و جامع صغير ، ج 1 ، ص 73 چنين است : انّ اللّه تعالى لا ينظر الى صوركم و اموالكم و لكن انّما ينظر الى قلوبكم و اعمالكم - نيز رجوع كنيد به : احياء علوم الدين ، ج 3 ، ص 190 و مولانا در مثنوى اشاره به مضمون اين حديث فرموده و گفته است : ما برون را ننگريم و قال را * ما درون را بنگريم و حال را ( ص 143 ، س 7 ) حق همىگويد نظرمان بر دلست * نيست بر صورت كه آن آب و گلست ( ص 251 ، س 14 ) و آنگهى گفته خدا كه ننگرم * من به ظاهر من به باطن ناظرم ( ص 369 ، س 19 ) گفت لا ينظر الى تصويركم * فابتغوا ذا القلب فى تدبيركم ( ص 451 ، س 19 ) ( 350 ) ص 209 ، س 5 ، « بلاد ما اردت الخ » از ابو الطيّب متنبّى است در قصيدهيى كه به مطلع ذيل آغاز مىگردد : فؤاد ما تسلّيه المدام * و عمر مثل ما تهب اللئام و چون روايت مولانا با اصل ديوان اندك تفاوتى دارد بدين جهت بيت مذكور را مطابق آنچه در ديوان چاپى آمده در اينجا مىآوريم : بارض ما اشتهيت رايت فيها * فليس يقوتها الاكرام و نكته قابل توجه اين است كه از تفسير مولانا چنان معلوم مىشود كه فعل ( ما اردت و