جلال الدين الرومي
351
فيه ما فيه ( فارسى )
و در ديوان به جاى ( منافق ) مطابق تصحيح حاشيه ( موافق ) آمده است . ( 315 ) ص 177 ، س 10 ، « بعثت معلّما » از حديث نبوى كه در احياء علوم الدّين نقل شده و تمام آن چنين است : خرج رسول اللّه ( ص ) ذات يوم فرأى مجلسين احدهما يدعون اللّه عزّ و جلّ و يرغبون اليه و الثانى يعلّمون الناس فقال امّا هؤلاء فيسألون اللّه تعالى فان شاء اعطاهم و ان شاء منعهم و امّا هؤلاء فيعلّمون الناس و انّما بعثت معلّما - احياء علوم الدين ، ج 1 ، ص 8 ، شرح آن موسوم به اتحاف السادة المتقين كه مدارك و طرق و وجوه مختلفه روايت را به دست مىدهد ، ج 1 ، ص 109 - 110 . ( 316 ) ص 180 ، س 4 ، قاضى ابو منصور هروى : بىهيچگونه ترديد و شبهه مراد ابو احمد منصور بن ابى منصور محمد ازدى هروى قاضى هرات است كه از معاريف كتّاب و شعراء خراسان در اوايل قرن پنجم به شمار مىرود و شرح حال و اشعار او در يتيمة الدهر و تتمة اليتيمة ثعالبى و معجم الادباء ياقوت حموى ذكر شده است ( متوفى 440 ) در ضمن مجموعهء رسائلى كه به خط مرحوم ميرزا لطفعلى صدر الافاضل ( متوفى 1310 شمسى ) ديدهام رسالهيى است متضمّن استفتاء ادبى كه يكى از ادباء ظاهرا معاصر با قاضى ابو احمد از فضلاء نيشابور نموده و يك قصيده از نتائج طبع وى را كه هموزن يكى از قصائد شريف رضى است با هم آورده و تقاضى كرده كه فضلاء نيشابور نظر خود را در ترجيح اين دو قصيده بر يكديگر بنويسند و فضلاء نيشابور كه از آن جمله است على بن احمد واحدى مفسّر و اديب معروف و ابو نصر صاعد بن الحسين الزوزنى مذكور در دمية القصر بدون استثنا قصيده شريف رضى را بر قصيدهء قاضى هرات ترجيح دادهاند و استفتاكننده به تجليل بسيار نام قاضى را ذكر كرده و بعضى از فضلاء نيشابور نيز به فضيلت و علوّ مقام او در شاعرى معترف شدهاند ولى چنانكه گذشت شريف رضى را از وى بالاتر دانستهاند و اين همه دليل تواند بود بر شهرت و معروفيت قاضى منصور كه او را با شاعرى از فحول شعراء عرب كه فصاحت هاشمى داشته و شير از پستان نبوّت مكيده قابل سنجش و درخور قياس پنداشتهاند ، اينك متن استفتاء منظوم : افاضل اهل نيسابور اصغوا * الى در كامثال الدرارى و قولوا و احكموا بالعدل فيها * فانّ العدل متّضح المنار