جلال الدين الرومي
346
فيه ما فيه ( فارسى )
سنهء 157 و بنا بر قول دوّم در وفات وى سنهء 188 بوده در نظر گيريم خواهيم ديد كه تصوّر ارادت بايزيد كه از طبقه اولى و از اقران سرّى سقطى خال و پير جنيد است به وى كه از طبقه ثانيه به شمار مىرود مستبعد است . ( 295 ) ص 1 ، س 7 ، « شيخى بود الخ » مأخذ آن روايتى است كه ابو القاسم قشيرى در رساله خود مىآورد بدين صورت : و لمّا دخل ابو حفص بغداد قال له الجنيد لقد ادّبت اصحابك ادب السلاطين فقال ابو حفص حسن الادب فى الظاهر عنوان حسن الادب فى الباطن رساله قشريه ، طبع مصر ، ص 129 - و اين حكايت به تفصيل بيشتر در تذكرة الاولياء ، چاپ ليدن ، ج 1 ، ص 326 و نيز در نفحات الانس مذكور است و چنانكه از مآخذ مشار اليها مستفاد است مراد از شيخ مذكور در فيه ما فيه ابو حفص عمر بن مسلمه يا سالم نيشابورى معروف به حدّاد است از مشايخ صوفيّه متوفى 265 كه شرح حال او در رساله قشريه ، ص 17 ، و كشف المحجوب ، ص 154 - 156 ، و تذكرة الاوليا ، ج 1 ، ص 322 - 331 و در نفحات الانس آمده است . ( 296 ) س 10 ، « الظاهر عنوان الباطن » در حكم امثالست و تقريبا در روايتى كه قشيرى از ابو حفص حدّاد آورده و در حاشيه سابق منقول افتاده ديده مىشود . ( 297 ) س 11 ، « يعنى كه از عنوان نامه الخ » معنى مشهوريست كه شعراء عرب و پارسيان به نظم آوردهاند از آن جمله ابو حنيفه اسكافى راست : نامهء نعمت ز شكر عنوان دارد * بتوان دانست حشو نامه ز عنوان ( 298 ) ص 171 ، س 1 ، جوهر خادم سلطان : نام او در مأخذى ديده نشد . ( 299 ) س 14 ، شكستهزبان : كسى كه زبان او در حرف زدن بگيرد و الفاظ را درست ادا نتواند كرد . ( 300 ) س 16 ، « بوته خود الخ » از حكيم سناييست ، حديقه ، چاپ آقاى مدرس رضوى ، ص 382 . ( 301 ) س آخر ، مهره : چينه ديوار . ( 302 ) ص 172 ، س 8 ، « اما علمت الخ » عبارت ( ترك الجواب جواب ) در حكم و جارى مجراى مثل است و در يكى از عناوين مثنوى ( ص 362 ) نيز به كار رفته است .