جلال الدين الرومي
322
فيه ما فيه ( فارسى )
و نيز از گفتهء مولانا مىآورد كه : ده من نان را خاييدن و در جيب ريختن قوى سهلست اما يك من نان را خوردن عظيم دشوار است چه اين علماء ظاهر علوم اهل معلوم را مىخايند و مىريزند اگر يك بار چنانك مىبايد خوردندى بىآنك خواندندى از زحمت خاييدن رهيدندى . و در تقرير اين معنى نيز رجوع كنيد به مثنوى ( ص 227 - 228 ) در ذيل اين بيت : در صحابه كم بدى حافظ كسى * گرچه شوقى بود جانشان را بسى ( 191 ) س 4 ، نجايند : از جاييدن كه شكل ديگر است از جويدن به معنى خرد و نرم كردن چيزى در دهان و اين لغت هماكنون در بعضى نقاط خراسان به معنى مذكور متداولست . ( 192 ) س 4 ، « ربّ تالى القرآن و القرآن يلعنه » غزّالى در احياء العلوم ج 1 ، ص 195 ، اين سخن را به انس بن مالك نسبت مىدهد با اين تفاوت در تعبير : ربّ تال للقرآن . و با عبارت : كم من قارئ للقرآن ، در ترجمهء التنبيهات العلية على وظائف الصلاة القلبية معروف باسرار الصلاة كه اصل تأليف از شيخ زين الدين شهيد ثانى و ترجمه آن از محمّد صالح بن محمّد صادق است از علماء عهد شاه سلطان حسين صفوى ( طبع طهران ص 120 ) به عنوان حديث نبوى آمده . ( 193 ) س 7 ، « غفلت عمارت و آبادانىها انگيزاند » شبيه بدان در مثنوى فرمايد : پس ستون اين جهان خود غفلتست * چيست دولت كاين دواد و بالتست ( ص 359 ، س 1 ) ( 194 ) س 16 ، المراد : تعبيرى است مرادف الحاصل و بالجمله و بارى . ( 195 ) ص 100 ، س 5 ، كور و كبود : تركيبى است متداول در آثار قدما و در مثنوى گاه به حالت اسمى و به معنى رنج و آفت و نقصان و رسوايى استعمال مىشود مانند : چون فضولى گشت و دست و پا نمود * در عنا افتاد و در كور و كبود گر خفاشى رفت در كور و كبود * باز سلطان ديده را بارى چه بود بهر خوردن جز كه آب آنجا نبود * روز شب خر بُد در آن كور و كبود و معادل آن است « كورى و كبودى » در گفتهء نظامى كه هدايت در ذيل لغت ( كرخ ) در انجمنآراى ناصرى به استشهاد آورده است :