جلال الدين الرومي
316
فيه ما فيه ( فارسى )
به استاد دانشمند آقاى ملكالشعرا بهار ) و ميدانى در مجمع الامثال چنين است : كلّ الصّيد فى جوف الفرا . ( 173 ) س 3 ، « جزو درويشند الخ » اين بيت از غزليات مولاناست . ( 174 ) س 8 ، « اى نسخه نامهء ، الهى الخ » اين رباعى از آن نجم الدّين رازى است مؤلّف مرصاد العباد چنانكه خود وى در كتاب منارات الساترين بدين مطلب تصريح مىنمايد . نسخهء اين كتاب كه مشتمل است بر 300 صفحهء به قطع كوچك و در سنهء 1020 كتابت شده در كتابخانه ملّى ملك وجود دارد و به طورى كه مؤلف در مقدّمه گويد اين كتاب را سى و اند سال پيش از مرصاد العباد تأليف نموده و چون تأليف مرصاد العباد به تصريح همو در سنهء 620 بوده پس منارات السائرين در اواخر عمر وى و ظاهرا در حدود سنهء 654 به رشته تأليف درآمده است . ( 175 ) ص 93 ، س 2 ، « سجود و خدمت مىكنيم » خدمت كردن به معنى تعظيم و نماز بردن در پارسى مستعملست چنانكه فرخى راست : دوش ناگاه رسيدم به در حجرهء او * چون مرا ديد بخنديد و مرا برد نماز گفتم اى جان جهان خدمت تو بوسه تست * چه شوى رنجه بخم دادن بالاى دراز تو زمين بوسه مده خدمت بيگانه مكن * مر ترا نيست بدين خدمت بيگانه نياز و در جهانگشاى جوينى ج 2 ، ص 10 هم بدين معنى آمده است در جملهء ذيل : و قرار دادند كه اتسز به كنار جيحون آيد و سلطان را خدمت كند در روز دوشنبه دوازدهم محرّم سنه ثلاث و اربعين و خمسمائة اتسز بيامد و هم از پشت اسب سلطان را خدمت كرد . ( 176 ) س 8 ، « و بضدها تتبين الاشياء » اين مصراع كه از امثال سائره بشمار مىرود و در متن حاضر نيز به نظر مىرسد از ابو الطيّب متنبى است و ما براى روشن شدن معنى تمامت بيت و شعر سابق بر آن را در اينجا مىآوريم : من يظلم اللؤماء فى تكليفهم * ان يصبحوا و هم له اكفاء و نذيمهم و بهم عرفنا فضله * و بضدّها تتبين الاشياء ( 177 ) س 12 ، « الطير يطير الخ » اين جمله در مرزباننامه چاپ ليدن ص 137 ، س 3 بدين صورت ديده مىشود :