جلال الدين الرومي

303

فيه ما فيه ( فارسى )

( 127 ) س 15 ، « كوشش خوبست و نيكو الخ » درباره ترجيح عنايت و فضل بر جهد و كوشش در مثنوى فرمايد : يك عنايت به ز صد گون اجتهاد * جهد را خوفست از صد گون فساد و آن عنايت هست موقوف ممات * تجربه كردند اين ره را ثقات بلكه مرگش بىعنايت نيز نيست * بىعنايت هان و هان جايى مايست آن زمرّد باشد اين افعىّ پير * بىزمرّد كى شود افعى ضرير . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . * . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ذرهء سايه عنايت بهتر است * از هزاران كوشش طاعت‌پرست زانكه شيطان خشت طاعت بركند * گر دو صد خشتست خود ابتر كند با عنايت او ندارد زهرهء * تا بسازد خويشتن را بهرهء ( ص 643 ، س 4 به بعد ) همچنين درباره عقيدهء مولانا در اين باب رجوع كنيد به مثنوى ص 16 ، س 19 ، ص 18 ، س 15 ، ص 20 ، س 16 ، ص 36 ، س 6 ، ص 37 ، س 4 ، ص 49 ، س 20 ، ص 51 ، س 20 ، ص 85 ، س 28 ، ص 100 ، س 23 ، ص 101 ، س 2 ، ص 155 ، س 7 ، ص 212 ، س 28 ، س 246 ، س 11 ، ص 273 ، س 25 ، ص 308 ، س 11 ، ص 401 ، س 15 ، ص 414 ، س 29 ، ص 423 ، س 27 ، ص 489 ، س 4 ، ص 491 ، س 26 ، ص 553 ، س 6 ، ص 564 ، س 25 ، ص 642 ، س 3 . ( 128 ) س 17 ، « يحيى هنوز در شكم مادر بود الخ » تفصيل اين مطلب را از مثنوى بشنويد : مادر يحيى چو حامل بُد از او * بود با مريم نشسته روبرو مادر يحيى به مريم در نهفت * پيش‌تر از وضع حمل خويش گفت كه يقين ديدم درون تو شهى است * كه اولوالعزم و رسول آگهى است چون برابر اوفتادم با تو من * كرد سجده حمل من اى ذا الفطن اين‌چنين مر آن جنين را سجده كرد * كز سجودش در تنم افتاد درد ( ص 185 ، س 17 به بعد ) ( 129 ) س 18 ، « بىكوشش شد » شد ، در اين عبارت و همچنين در سطر 14 ( آن ياران ديگر